|
آبروی حسین به کهکشان می ارزد
یک موی حسین بر دو جهان می ارزد گفتم که بگو بهشت را قیمت چیست گفتا که حسین بیش از آن می ارزد السلام ای وادی کرببلا السلام ای سرزمین پر بلا السلام ای جلوه گاه ذوالمنن السلام ای کشته های بی کفن کاش بودیم آن زمان کاری کنیم از تو و طفلان تو یاری کنیم کاش ما هم کربلایی می شدیم در رکاب تو فدایی می شدیم عاشورا،عروه الوثقاي نجات و سنگ نشان هدايت و کربلا،نقطه بيداري و کانون ظلمت زدايي است. هرکس کربلا را عشق مي ورزد،بايد فاصله خويش با کربلا را اندازه بگيرد و از خويش بپرسد:برلب فرات زندگي،تا کنون چند بار به خاطر ديگران از خودگذشته است؟ ارسال رایگان پیامک ارسال رایگان پیامک عاشورا،کتاب جامع عشق است و بي حسين(ع) تاريخ ما ابتر بود وهر حماسه،قصه بي روحي که جز ملال خاطر و کسالت روح حاصلي نداشت. عاشورا،باهمه غم بار بودنش ،زيباترين تابلويي است که شگفت انگيزترين قطعه هستي را نمايش مي دهد. عاشورا،فصل يتيمي گل ها وجوانه هاي ايمان است که با خون هاي پاک شهيدان آبياري شده اند. عاشورا،آواي جاودان حنجره زخمي وجدان است. درقلب هاي مؤمنان،شعله هاي عاشورايي هماره زنده و تابنده است. بهـارِ بـاغِ دل از گریـه محـرّم توست بهشت، برگ گلی از شراره غـم توست محرمت بـه من احرامی سیـه بخـشید کسی که مَحرم این جامه گشت، محرم توست امــام صابــران بـودم، خمیدم جدا از شاخه شد یـاس امیدم چو دست از جسم عباسم جدا شد سـر خود را به نوک نیزه دیدم عشقی به حسین عشق زینب نشود این عشق جدا ز شیعه یارب نشود در روز و شبی که من نگریم ز غمش آن شام سحر و آن سحرم شب نشود ماهی که ز آفتاب روشن تر بود لب تشنه آب و تشنه باور بود می رفت و دل از حسین می برد که او پیغمبر کربلا، علی اکبر بود کسی چون من گل پرپر نبیند گلـوی پـاره اصغـر نبینـد بدست خویش کندم قبر او را که این قنداقه را مادر نبیند اصغر که نسیم عشق مویش بوسید خورشید ولایت سر و رویش بوسید می خواست حسین تا ببوسد لب او تیر آمد و زودتر گلویش بوسید هر سال برای تو سیه می پوشیم در دسته ی عاشقان علم بر دوشیم ما، بعد هزار و چارصد سال هنوز با یاد لب تو آب را می نوشیم لب تشنه ام از سپیده آبم بدهید جامی ز زلال آفتابم بدهید من پرسش سوزان حسینم یاران با حنجره عشق جوابم بدهید شوریده سری که شرح ایمان می کرد هفتاد و دو فصل سرخ عنوان می کرد با نای بریده نیز بر منبر نی تفسیر خجسته ای ز قرآن می کرد هلال خون، مه خون، ماه اشک، ماه عزاست عزای کیست؟ گمانم عزای خون خداست خمیده قامت گردون، شکسته پشت فلک روانه خون دل از چشم آدم و حوّاست چون دید به نوک نی سرش را خورشید بر خاک، تن مطهرش را خورشید آرام ، حریر نور خود را گسترد پوشاند برهنه پیکرش را خورشید به جای جای دلم جای پای تو است حسین خوشم که حنجره ام نینوای تو است حسین هزار چشمه ی اشکم اگر دهند به چشم خدا گواهست که وقف عزای تو است حسین خط تو با خون تو آغاز می شود، از آن زمان كه تو ایستادی، دین راه افتاد و چون فرو افتادی، حق برخاست. شامگاه عاشورا، آسمان تمام ستارههای خود را میگرید و بدین فرجام، قطره اشك درشتی از خون، از گوشه پلك آسمان به بیرون میلغزد. خورشید، آغاز دهمین روز از ماه محرم 61 هجری را اعلام میكند. به جز اینکه امام حسین در عاشورا شهید شده است عاشورا نیز در تاریخ شهید شده است. و پیام اصلی عاشورا(عدالت) نیز فراموش شده است. پس در هر عاشورایی دو شهید موجود است و بر هر شهیدی نوحه ای واجب. ماه عاشورا رسیده، خون بود جاری زدیده زینب مظلومه گیرد بوسه از حلق بریده سینه سوزان دیده گریان واحسینا، واحسینا هر که مرا به روضه تو راه داده است تاج محبت تو به فرقم نهاده است از ابتدای خلقت حق در دو چشم ما تصویری از عزای محرم فتاده است اى كه دل ها همه از داغ غمت غمگين است وى كه از خون تو صحراى بلا رنگين است نرود ياد لب تشنه ات از خاطره ها هر كه را مى نگرم از غم تو غمگين است آن حسينى كه شرف يافته دين از شرفش سر و جان داد ز كف تا نرود دين ز كفش هدف تير بلا ساخت على اصغر خويش تا كه سرمشق بگيرد بشر از اين هدفش يادتان باشد لباس مشکیم را تا کنید گوشه ای از قبر من این جامه را هم جا کنید کاش من در شام تاسوعا بمیرم تا شما خرجیم را نذر خرج ظهر عاشورا کنید
+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم آذر ۱۳۹۰ساعت 11:17  توسط خودم
|
|