|
روزي مردي خواب عجيبي ديد، او ديد كه پيش فرشتههاست و به كارهاي آنها نگاه ميكند، هنگام ورود، دسته بزرگي از فرشتگان را ديد كه سخت مشغول كارند و تند تند نامههايي را كه توسط پيكها از زمين ميرسند، باز ميكنند، و آنها را داخل جعبه ميگذارند. مرد از فرشتهاي پرسيد، شما چكار ميكنيد؟ مرد پرسيد: شماها چكار ميكنيد؟ يكي از فرشتگان با عجله گفت: اين جا بخش ارسال است، ما الطاف و رحمتهاي خداوندي را براي بندگان ميفرستيم. مرد كميجلوتر رفت و ديد يك فرشتهاي بي كار نشسته است مرد با تعجب از فرشته پرسيد: شما چرابي كاريد؟
+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم دی ۱۳۹۰ساعت 11:18  توسط خودم
|
|