|
وقتي قدرت اراده ايرانيان، دنيا را شگفتزده ميكند شكار ريگي در آسمان ايران تفاوت چنداني با شكار هواپيماي جاسوسي و رادارگريز آمريكا ندارد؛ چرا كه يكي نيروي دست پرورده آمريكاييها در منطقه بود و ديگري نيروي دستساخته آنان كه البته بسيار هوشمندانهتر و دقيقتر از مهره انساني عمل ميكرد. اين دو نيرو در يك راستا عمل ميكردند، يعني هردو بر ضد جمهوري اسلامي و براي سران كاخ سفيد خدمت ميكردند. وجه مشترك هردو نيز آن بود كه تقريبا به يك شكل توسط سر پنجههاي قوي ومستحكم اراده ملت ايران شكار شده و به دام افتادند. اگر چه پس از شاهكار نيروهاي امنيتي ايران در شكار عبدالمالك ريگي دستگاههاي رسانهاي غرب و مشخصا آمريكا و صهيونيسم، سعي در كم اهميت جلوه دادن اين شكار بزرگ داشتند و با پخش اخبار كذب و نخ نما درصدد كم رنگ كردن اقدام بينظير سربازان گمنام امام زمان بر آمدند، اما شكار اخير ايران به قدري حيرتآور و كوبنده بود كه غربيهاي مغرور را وادار به پذيرش شكست تاريخي خود كرده است. اينكه چگونه اقدام اخير نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران شگفتآور و كوبنده بود، به تحليلي كامل نياز دارد كه نگارنده سعي ميكند با توجه به مجال محدود، به آن بپردازد. نكته مهم اين است كه شكار بزرگ اخير را بايد در نوع خود بينظير دانست؛ چرا كه قابليتهاي فني و جاسوسي پهباد شكار شده به قدري بالاست كه به آن لقب "فوق پيشرفته" دادهاند. هواپيماي بدون سرنشين جت RQ-170 Sentinel- موسوم به جانور قندهار - از پيشرفتهترين هواپيماها در زرادخانه ايالات متحده، مجهز به تكنولوژي جاسوسي و سيستم بسيار پيشرفته كامپيوتري است كه به آن امكان ميدهد بدون شناسايي شدن، به قلمرو دشمن نفوذ كند. اين هواپيما، نوعي هواپيماي بدون سرنشين شناسايي است كه خبر ساخت آن در سال 2009 به رسانههاي فعال در حوزه امور نظامي درز كرد و در سال 2010 نيروي هوايي آمريكا وجود اين نوع هواپيما را تاييد نمود. بر اساس گزارشها، اين نوع هواپيماي بدون خلبان در عمليات كشتن اسامه بنلادن، رهبر سابق القاعده، براي زير نظر گرفتن محل اقامت او هنگام انجام حمله كماندوهاي آمريكايي مورد استفاده قرار گرفت. ارتش و سازمان اطلاعات مركزي آمريكا معمولا از هواپيماهاي بدون خلبان براي نظارت بر فعاليتهاي نظامي در منطقه استفاده ميكنند. علاوه بر آن، از اين نوع هواپيماها براي حملههاي موشكي در يمن، افغانستان و پاكستان نيز استفاده ميشود. به گزارش واشنگتن پست، تكنولوژي جاسوسي به كار رفته در هواپيماهاي 170-RQ هماني است كه در بمب افكنهاي يو. اس. بي 2و نيز جت جنگنده F-35 به كار رفته است. طراحي و پياده سازي اين تكنولوژي، يكي از گرانترين پروژههاي تسليحاتي در تاريخ پنتاگون ميباشد. اين هواپيماها از ابزارهاي كليدي جاسوسي آمريكا در خاورميانه و آسياي مركزي محسوب ميشود. فرمانده نيروي هوا و فضاي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي نيز در تشريح ويژگيهاي منحصر به فرد اين پهپاد ميگويد: طول دو بال اين هواپيما حدود 26 متر، طول بدنه چهار و نيم متر و ارتفاع آن يك متر و 84 سانتي متر است و داراي سيستمهاي پيشرفته جمعآوري اطلاعات در ابعاد الكترونيكي، تصويري و مخابراتي و سامانههاي راداري مختلف است. اين هواپيما از جهت نوع ساخت و پوشش، رادار گريز طراحي شده و از حيث فناوري آخرين نمونه هواپيماهاي پيشرفتهاي است كه امريكا مورد استفاده قرار ميدهد. وي ميافزايد: كارشناسان و متخصصان نظامي به خوبي واقفند كه اين هواپيما چه اطلاعات تكنولوژيكي ذي قيمتي با خود دارد. اين ويژگيها بر "فوق پيشرفته" بودن اين نوع پرندههاي جاسوسي صحه ميگذارد. در كنار اين موضوع، اگر اين نكته را نيز بيفزاييم كه اين هواپيما فقط در اختيار سازمان سيا است و نه وزارت دفاع آمريكا، اهميت اين پهپاد و صد البته اقدام خيرهكننده نيروهاي مسلح ايران بيش از پيش روشن ميشود. اين مسأله هرچند سابقه داشته و در گذشته تنها يكبار از سوي شوروي سابق صورت پذيرفته، اما منحصر به فرد بودن اقدام ايران، غيرقابل انكار است. در سال 1960، هواپيماي فوقپيشرفته يو 2 كه با خيال راحت و به تصور اينكه كسي متوجه آن نيست، بر فراز خاك شوروي مشغول جاسوسي بود، ناگهان توسط پدافند موشكي شوروي سرنگون شد. اين اتفاق به بحران در روابط شوروي و آمريكا انجاميد. اين شكست در تاريخ شكستهاي اطلاعاتي ايالات متحده بيسابقه محسوب ميشد تا آنكه با شكار پهپاد توسط نيروهاي سايبري كشورمان، شكست مزبور تحتالشعاع قرار گرفت. اقدام ايران از اين جهت منحصر به فرد است كه اولا؛ هواپيماهاي 170-RQ از لحاظ پيچيدگيهاي بينظير فني قابل مقايسه با هواپيماي فوقپيشرفته يو 2 نميباشد. ثانيا؛ شوروي سابق از لحاظ قدرت نظامي و تكنولوژي قدرتي حداقل مساوي با آمريكاي آن دوران داشت و ثالثا؛ آنها تنها قادر به سرنگون ساختن آن هواپيما شدند و نه سالم نشاندن آن بر زمين. از اين رو بايد اقدام متهورانه نيروهاي سايبري كشورمان را در نوع خود بينظير دانست به ويژه آنكه اين هواپيماي پيشرفته قابليت نابود كردن خود را داشته است، ولي اقدام ايران در سالم نشاندن آن به قدري متهورانه و اعجاب برانگيز بود كه هرگونه تدبير آمريكاييها را خنثي و به اصطلاح آنان را مات نمود. اين مسأله تا بدان جا بود كه آنان در ابتدا از پذيرش اين شكست بزرگ و تاريخي سرباز زده و مهارت نيروهاي سايبري كشورمان را زير سؤال بردند. در همين رابطه يك مقام وزارت دفاع آمريكا، احتمال سقوط هواپيماي رادارگريز آمريكايي در خاك ايران را تأييد، اما سخنان برخي مقامهاي نظامي ايران درباره تاثير حملات سايبري در سرنگوني آن را رد كرد. روزنامه واشنگتنپست نيز در گزارشي انحرافي نوشت به نظر ميرسد اين هواپيماي جاسوسي كه از هفته پيش در افغانستان ناپديد شده، در ايران سقوط كرده و در اين صورت، اولين هواپيما از اين مدل است كه در اختيار يك كشور متخاصم با ايالات متحده قرار ميگيرد. اپراتورهاي هواپيما هفته گذشته كنترل آن را از دست داده و از آن زمان در پي يافتن ردي از آن بودند. يكي ديگر از مقامات پنتاگون نيز در گفتگو با واشنگتن پست ادعا كرد "اگر هم چنين اتفاقي رخ داده باشد، به احتمال 95 درصد نتيجه اختلالات فني يا مشكلات مكانيكي بوده است." اين مقام وزارت دفاع آمريكا همچنين در تلاش براي زير سؤال بردن توان سايبري ايران اظهارات برخي از مقامات نظامي ايران درباره تاثير حملات سايبري بر سقوط اين هواپيما را نادرست خواند و گفت: اين هواپيماها از تكنولوژي ماهوارهاي رمزگذاري شده بهره ميگيرند و همين موضوع نفوذ به آن را غيرممكن ميسازد. اين سياست آمريكاييها كه نشان از بهت و شوك زدگي آنان از اقدام ايران دارد، بعدها با نمايش پرنده جاسوسي كه سالم به زمين نشسته بود، به انفعال كشيده شد به گونهاي كه آنان مجبور به پذيرش اقتدار ايران در برخورد با پيشرفتهترين امكانات نظامي آمريكا شدند. شبكه خبري سيبياس در اين مورد اعتراف كرد: دستيابي ايران به فناوري 170-RQ شكست جدي براي امنيتملي آمريكا است. اين شبكه همچنين افزود: اگر هواپيماي 170-RQ كه در تلويزيون ايران به نمايش گذاشته شد همان هواپيماي "جانور قندهار" باشد، بسياري از بدترين كابوسهاي تحليلگران اطلاعاتي به حقيقت خواهد پيوست. "جو سيرينسيونه" عضو شوراي روابط خارجي آمريكا هم گفت كه اين هواپيماي بدون سرنشين يكي از پيچيدهترين هواپيماهاي شناسايي آمريكا بوده است. وي افزود: دستيابي به فناوري اين هواپيما، به اضافه دسترسي به اطلاعات طبقهبندي شده از سامانههاي اين هواپيما، ميتواند شكست جدي براي منافع امنيت ملي آمريكا به شمار آيد. داگلاس برچ، تحليلگر خبرگزاري اسوشيتدپرس، در گزارشي اذعان كرد: از دست دادن پهپاد با بزرگترين شكست اطلاعاتي آمريكا در جنگ سرد قابل مقايسه است. جداي از اين اعترافات، آنچه بسيار مهم به نظر ميرسد، سه نكته اساسي است؛ اول آنكه وقتي كشوري مانند جمهوري اسلامي ايران عليرغم هجمه سنگين كشورهاي غربي با سلاحهايي مانند حقوق بشر وتحريم، اين گونه به بالاترين و پيشرفتهترين امكانات علمي و تكنولوژي دست مييابد، بايد آن را كشوري به شمار آورد كه نهتنها با سلاح ايمان وخودباوري به پيشرفت و تكامل رسيده است، بلكه به دور از هرگونه اغراق، بايد آن را از قدرتهاي نوظهور دنيا لقب داد كه با اتكا به دانش و فناوري بومي، پيچيدهترين سلاحها و امكانات نظامي را با سر پنجه اراده و علم فرزندان خود خنثي ميكند. نكته دوم اينكه آنچه اهميت اقدام تحسينبرانگيز نيروهاي مسلح ايران را دو چندان ميكند، زمان تحقق آن است. در حالي كه عربدهكشي آمريكا و اسرائيل برضد جمهوري اسلامي ايران ادامه دارد و هر روز ميهن عزيزمان به حمله نظامي تهديد ميشود، شكار بزرگ اخير ايران به مثابه ضرب شست محكمي است كه ملت ايران به اين ياوه سراييها داده است. اكنون دشمنان ما بيش از پيش به قدرت بسيار بالاي علمي و نظامي ايران ايمان آوردهاند و ميدانند در صورت هرگونه تجاوز، با پاسخ بسيار قاطعي مواجه خواهند شد به ويژه آنكه جمهوري اسلامي از قدرت باز دارنده فراواني برخوردار است كه هنوزبه طور كامل آنها را افشا نكرده و شكار اخير هواپيماي آمريكا، تنها بخشي از اين قدرت نهان است. نكته پاياني آنكه عليرغم تلاش فراوان سازمانهاي تروريستي موساد و سيا در ترور دانشمندان برجسته ايراني، به وضوح ميتوان ديد كه خون پاك دانشمندان شهيد ما به سان چشمهاي جاري به رگ جامعه علمي ما سرايت كرده و فرزندان غيور اين ملت با تمام وجود راه ناتمام اين شهيدان را ادامه داده و توطئه خبيثانه استكبار جهاني را در نطفه خفه كردهاند. از آن خونهاي پاك، نهالهاي سترگي سيراب شدهاند به گونهاي كه ميتوان ثمره مبارك آن را در اقدام حيرتانگيز اخير ديد. امروزه ملت ايران به فرزندان عالم و مجاهد خود و جهان اسلام به ملت ايران و نظام جمهوري اسلامي افتخار ميكنند؛ چرا كه يك كشور متمدن و اسلامي، با سلاح ايمان به خدا و خودباوري، مرزهاي علمي و فني دنيا را درنورديده و شانه به شانه قدرتهاي سطح اول جهان ميزند.
شايد اگر يكي از مقامات ايراني از واژه "ترس" براي وضعيت دولت امريكا در واكنش به كنترل الكترونيك پهباد فوق پيشرفته توسط نيروهاي مسلح كشورمان سخن ميگفت، اندكي اغراقآميز به نظر ميرسيد اما اكنون اين تلويزيون دولتي امريكا VOA است كه به صراحت از "ترس مقامات سيا از توانايي فني ايران براي بازيابي اطلاعات سري اين هواپيما" سخن ميگويد؛ ترسي كه آنچنان پررنگ و برجسته است كه حتي مجري شبكه CNN را هم به حالتي التماسگونه در برابر يك مسؤول ايراني وا ميدارد. از انكار و تمسخر تا تأييد و اعلام ترس به گزارش رجانيوز، از هفته گذشته كه خبر به زمين نشاندن سالم يك فروند هواپيمايي فوق پيشرفته جاسوسي RQ-170 مشهور به "جانور قندهار" در ايران از سوي رسانهها منتشر شد، تا به امروز، واكنشهاي متفاوتي به طور رسمي و غيررسمي از سوي طرف امريكايي اظهار شده است. از انكار و تمسخر تا تأييد و اعلام ترس. با اين حال، يك افسر سابق سازمان اطلاعات مركزي امريكا (سياي اي) در مصاحبه با سايت بيبيسي فارسي تير خلاص را به اين سردرگمي رسانهاي زد و به صراحت از "ضربه امنيتي عظيم" ايران به ساختار نظامي، امنيتي و اطلاعاتي امريكا خبر داد. ضربه امنيتي عظيم ايران به امريكا "رابرت بر" تأكيد كرد اگر به اين هواپيماي جاسوسي، رخنه سايبري شده باشد كه شواهد به آن اشاره دارند، ما با مشكل بزرگي مواجه هستيم و اين يك ضربه امنيتي عظيم است؛ چون اين هواپيماهاي تجسسي از پرتونگاري حرارتي، انواع دوربينهاي پيشرفته كه در عمليات "ابيت آباد" عليه مخفيگاه اسامه بن لادن استفاده شد، بهره ميبرد. اين دوربينها بسيار دقيق هستند و تصاوير سه بعدي توليد ميكنند. اين هواپيماها ميتوانند در ارتفاع 50 هزار پايي پرواز كنند كه آنها را از تير رس آتشبارهاي ضد هوايي خارج نگاه ميدارد. من تصور ميكنم ايرانيها بتوانند از آن بهرهبرداري كنند. اگر آنها توانستهاند اين پرنده را بنشانند، ميتوانند از آن بهرهبرداري هم بكنند. اين شكار به آنها اجازه ميدهد آنچه را ببينند كه ما از آسمان رصد ميكنيم. اظهارات افسر سابق سيا يك معناي واضح دارد: ايران صاحب مدرنترين شيوههاي جاسوسي سيا به روش مهندسي معكوس ميشود و اين يعني زنگ خطر براي امنيت ملي امريكا. آنهم در شرايطي كه حتي پنتاگون و ارتش امريكا نيز از تكنولوژي ساخت اين هواپيما اطلاع زيادي ندارند و RQ-170 بهطور اختصاصي در اختيار سيا بوده و اين سازمان از مأموريتهاي آن اطلاع داشته است. اشتياق روسيه و چين به آشنايي با سيستم هواپيماي RQ-170 از سوي ديگر فارغ از جنبه جنگ رواني اين ماجرا، آنچه موجب شده تا كاخ سفيد به گفته شبكه تلويزيوني صداي امريكا اينچنين دستپاچه با ماجرا برخورد كند، واهمه از قدرت و دانش فني دانشمندان جوان ايراني در بازيابي اطلاعات محرمانه و فوق سري اين پهباد است؛ اطلاعاتي كه در صورت بازيابي، مشتريان پروپاقرصي همچون روسيه و چين بهعنوان رقيبان سرسخت اطلاعاتي و امنيتي امريكا خواهد داشت، بهطوري كه روزنامه يواساي تودي نوشت: RQ-170 داراي همان سيستم راداري است كه در جتهاي جنگنده پيشرفته امريكا، F-22 و F-35، استفاده ميشود. چينيها در دستيابي به چنين قابليتي يك نسل عقبند و بسيار مشتاق دستيابي به آن هستند. موقعيت استقرار پايگاههاي نظامي ناتو در افغانستان، جزئيات درون پايگاهها، اطلاعات دقيق از كميت و كيفيت نيروي انساني ارتش ناتو در افغانستان و برنامه زمانبندي عملياتهاي محرمانه امريكا در اين كشور تنها بخشي از اطلاعات ارزشمند حافظه اطلاعاتي اين پهباد است كه با توجه به جنگ اطلاعاتي روسيه و امريكا كه سال گذشته با شناسايي و اخراج حدود 10 جاسوس روس در خاك امريكا به اوج خود رسيد، بسيار تعيين كننده خواهد بود. حسگرهاي RQ-170 مهمتر از رادارهاي آن از سوي ديگر، در حالي كه منابع غربي در روزهاي اخير مهم ترين قابليت فني هواپيماي جاسوسي تصاحب شده از سوي ايران را رادارهاي نصب شده روي آن و همچنين فناوري رادارگريز آن ذكر كردهاند، روزنامه امريكايي يو اساي تودي در تحليلي نوشت حسگرهاي نصب شده اين هواپيما از رادار آن با اهميتتر است. اين هواپيما همچنين ممكن است حاوي يك حسگر پيشرفته براي نظارت بر مراكز هستهاي باشد. چرا ارزش جاسوسي هواپيماي جاسوسي بيشتر از ماهوارهها است؟ همچنين "دنيس گورملي" كارشناس موشكي و هواپيماهاي بدون سرنشين در دانشگاه پيتسبورگ به روزنامه نيويورك تايمز، گفت: "زير نظر گرفتن ايران كار تازهاي نيست. ماهوارههاي امريكا سالهاست بر روي تاسيسات هستهاي، پايگاههاي موشكي و دفاعي ايران تنظيم شدهاند. اما هواپيماي RQ-170 كه ميتواند در ارتفاع 50 هزار پايي پرواز كند، در راستاي اين تلاشها از اهميت خاصي برخوردار است. زيرا در حالي كه يك ماهواره در حال چرخش ميتواند فقط چند دقيقه مكاني را تحت نظر بگيرد، يك هواپيماي بدون سرنشين ميتواند به آهستگي حركت و ساعتها تصوير تهيه كند و در نتيجه ميتواند سرنخهاي مهمي از كاري كه در حال انجام است، تجهيزات استفاده شده و ميزان نيروي كار تهيه كند." امكان جاسوسي هستهاي براي RQ-170 نيويورك تايمز همچنين در بخش ديگري از اين مقاله نوشته است: "كارشناسان ميگويند اين هواپيماهاي بدون سرنشين علاوه بر تصاوير ويدئويي، تجهيزات و سنسورهاي رهگيري خاصي دارند كه قادر است حتي ميزان اندكي از ايزوتوپهاي راديواكتيو و ديگر مواد شيميايي را تشخيص داده و تحقيقات هستهاي را برملا كند." علاوه بر اين، يك منبع ديگر هم تأييد كرده اين هواپيما براي دولت امريكا از ماهوارههاي جاسوسي مهمتر است. "جان پايك" مدير اجرايي سازمان امنيت جهاني روز جمعه 18 آذر به تام واندن بروك، نويسنده روزنامه نيويورك تايمز، گفته است: "هواپيماهاي بدون سرنشين قادر به اجراي عمليات شناسايي 24 ساعتهاند كه از عهده ماهوارهها بر نميآيد." شش ويژگي RQ-170 كه آن را حساسترين پرنده سيا كرده است در اين زمينه سايت ايران هستهاي نيز نوشت كه بر مبناي مجموعه گزارشهاي موجود، ميتوان مشخصات اين هواپيما و دلايل حساسيت آن را به شكل زير توضيح داد. 1. نخستين ويژگي اين هواپيماي بدون سرنشين كه باعث شده در نوع خود منحصر بهفرد باشد، توانايي تقريبا مهارناپذير رادارگريزي آن است. اطلاعات موجود نشان ميدهد اين هواپيما توسط رادارهاي معمولي برد بلند (حتي انواع بسيار پيشرفته آن) به هيچ وجه قابل رهگيري نيست و رادارهاي برد كوتاه VHF نيز تنها در صورتي قادر به مشاهده آن -آن هم به سختي- هستند كه هواپيما كمتر از 40 كيلومتر با آنها فاصله داشته باشد؛ اتفاقي كه وقوع آن تقريبا محال است. ويژگي رادارگريزي اين هواپيما ناشي از پوشش بسيار مخصوصي است كه تمام سطح آن را پوشانده و بسياري از كشورهاي جهان از جمله روسيه و چين سالهاي طولاني است كه به دنبال دستيابي به فرمول و مشخصات ساختماني آن هستند. روزنامه نيويورك تايمز در تحليل به قلم ويليام براد و ديويد سانجر كه روز دوشنبه 14 آذر 1390 منتشر شده، درباره توانايي رادار گريزي هواپيماي RQ-170 نوشته است: "به گفته مقامات امريكايي، يك نمونه رادارگريز اين هواپيماي بدون سرنشين اوايل امسال ساعتها در موارد مكرر بر فراز مخفيگاه اسامه بن لادن در ابت آباد پاكستان پرواز كرد بدون آنكه به وسيله سامانههاي دفاع هوايي پاكستان مورد شناسايي قرار گيرد." اين روزنامه ادامه داده است: "ماهها گزارشهايي، همگي تأييد نشده، منتشر شده است كه از همان هواپيما مرتبا بر فراز ايران و احتمالا با هدف شناسايي مراكز هستهاي يا موشكي مخفي استفاده ميشده است". همچنين لوليتا سي بالدور، در گزارشي براي آسوشيتدپرس از واشنگتن در روز سه شنبه 15 آذر 1390 نيز او از قول لورن تامپسون، تحليلگر دفاعي موسسه لكسينگتون در ويرجينيا در اينباره مينويسد: "اين هواپيماها طوري طراحي شدهاند كه بتوانند به مكانهايي بروند كه ديگر هواپيماي باسرنشين يا بدون سرنشين نميتوانند به آنجا بروند. اين هواپيما به ويژه طوري طراحي شده است كه رديابي و هدف قرار دادن آن توسط دشمنان بسيار دشوار باشد". يك كارشناس فني به "ايران هستهاي" گفت: عامل اصلي رادارگريزي اين هواپيما رنگ مخصوص بدنه آن است. 2. دومين ويژگي اين هواپيما كه انتقال آن به ايران نگراني بسيار جدي امريكاييها را برانگيخته، آن است كه اين فناوري RQ-170 شباهتي جدي به فناوري بمب افكنهاي B-2 و همچنين جنگنده بمب افكن F-35 دارد كه جزو پيشرفتهترين و در عين حال محرمانهترين فناوريهاي نظامي امريكا محسوب ميشود. 3. سومين ويژگي هواپيماي بدون سرنشين امريكايي كه در اختيار ايران قرار دارد، مربوط به موتورهاي بسيار پيشرفته آن است كه به آن امكان ميدهد به جاي چند ساعت، چند روز در هوا باقي بماند. جان پايك از انديشكده گلوبال سكيوريتي در اينباره به لوليتا سي بالدور، گزارشگر آسوشيتدپرس از واشنگتن، در روز 15 آذر 1390 گفته است: "كليد موفقيت آمريكا در مورد هواپيماهاي رادارگريز، موتورهاي كم مصرف آنها است كه به آنها امكان ميدهد به جاي چندين ساعت، روزها در هوا بمانند". 4. ويژگي چهارم هواپيماي RQ-170 مربوط به تواناييهاي جنگ الكترونيك آن بهويژه در دو حوزه خاص است. نخست اينكه اين هواپيما ميتواند مجموعه ارتباط راديويي باسيم و بيسيم در اطراف منطقه پروازي خود را تا شعاعي بزرگ شنود كند و دوم اينكه قادر است در منطقه پروازي خود در صورت لزوم اختلالات الكترونيكي وسيع ايجاد كند. 5. ويژگي پنجم هواپيماي بدون سرنشين RQ-170 استقرار رادارهاي فوقپيشرفته "سار" بر روي آن است كه هيچ نمونه مشابهي در جهان ندارد. منابع غربي نام اين رادار را AESA ذكر كردهاند. 6. ششمين ويژگي اين هواپيما مربوط به دوربينها، لنزها و سنسورهاي نصبشده بر روي آن است كه به آن يك توانايي منحصر بهفرد تصويربرداري جاسوسي ميدهد. اين دوربينها داراي توان تصويربرداري با وضوح بسيار بالا در هر شرايط جوي و همچنين داراي قدرت تفكيك منحصر بهفرد هستند. خواهش مجري سيانان از مسؤول ايراني براي بازگرداندن جانور قندهار همين اهميت بالاي اطلاعات اين پهباد است كه سبب شده تا رسانههاي امريكايي حتي از التماس و ابراز خواهش از مسؤولان ايران براي برگرداندن اين هواپيما به كشور خود نيز دريغ نكنند. در اين زمينه، مجري شبكه بينالمللي و مطرح سيانان در گفتوگو با محمد خزاعي نماينده دائم ايران در سازمان ملل متحد اصطلاحا به تپق زدنهاي مكرر ميافتد، از او ميخواهد كه هواپيماي جاسوسي را به امريكا پس بدهد!
+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم دی ۱۳۹۰ساعت 11:29  توسط خودم
|
|