|
حضرت ابوالفضل (ع) را باب الحوائج می خوانند چرا که دست رد بر سینه هیچ مراجعه کننده ای نمی زند و همواره طبیب دردهایی بوده است که بیماران آن از همه ناامید شده و با توسل به آن حضرت شفا گرفته اند. ...
حضرت ابوالفضل (ع) را باب الحوائج می خوانند چرا که دست رد بر سینه هیچ مراجعه کننده ای نمی زند و همواره طبیب دردهایی بوده است که بیماران آن از همه ناامید شده و با توسل به آن حضرت شفا گرفته اند. برای حضرت قمر بنی هاشم (ع) در این زمینه مسلمان و یا غیر مسلمان ندارد و به همه دردمندان پاسخ گفته و سخت ترین بیماران با مراجعه به آستان ایشان شفا گرفته اند. یکی از این موارد درمان بیماری است که بر اثر بیماری ناشناخته از همه پزشکان مایوس و پزشکان نیز نسبت به مداوای وی ناامید شده بودند. گفت و گوی زیر با حجت الاسلام والمسلمین "سید جعفر رضوی" از روحانیون مورد اعتماد و پدر بیماری است که با توسل به حضرت باب الحوائج قمر بنی هاشم شفا گرفته و هم اکنون در صحت کامل بسر می برد. این روحانی به خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی حج وابسته به بعثه مقام معظم رهبری در کربلا گفت: پسرم "سیدمحمد رضوی" در بیمارستان گوش و حلق و بینی "متینی" کاشان بستری بود که از بیماری ناشناخته ای رنج می برد. وی با بیان اینکه بر اثر این بیماری غده ای در زیر گلوی پسرم ایجاد شده بود اظهار داشت: پزشکان معتقد بودند این غده باید از طریق جراحی خارج شود و عمل جراجی آن نیز بسیار خطرناک عنوان شده بود. وی افزود: بر اثر این غده راه تنفس و نیز خوردن و آشامیدن مسدود شده، فک از کار افتاده و قدرت سخن گفتن نیز از بیمار سلب شده بود و فقط از طریق یک نی مقداری شیر یا آب به ایشان می دادند. وی افزود: پزشکان گفته بودند تا چهارشنبه باید با استفاده از دارو این غده دفع شود در غیر این صورت چاره ای جز عمل جراحی وجود ندارد که آن نیز خطرناک و نتیجه اش مشخص نیست. این روحانی افزود: به دلیل همراهی با کاروانی به ناچار فرزندم را در ایران رها کردم و به کربلا آمدم و با ورود به کربلا از ایران تماس گرفتند و گفتند دکتر ها قطع امید کرده اند و تنها راه، دعا کردن و طلب شفا از ائمه اطهار است. رضوی گفت: آن شب در حرم حضرت ابوالفضل سخنران مراسم بعثه مقام معظم رهبری حکایتی از شفا یافتن یک بیمار مسیحی توسط حضرت ابوالفضل (ع) را مطرح کرد و گفت: حضرت ابوالفضل (ع) به این بیمار مسیحی جواب رد نداد و او را شفا بخشید. وی گفت: بدنبال این مطلب آن شب در حالیکه حرم آقا قمر بنی هاشم خلوت بود به حرم رفتم و با دعا و توسل گفتم با ابوالفضل شما بیمار مسیحی را شفا دادید نمیشه جواب من را ندهی، با دعا و گریه و توسل خواستار شفای فرزندم شدم. رضوی گفت: پس از مدتی گریه و توسل به هتل رفتم و صبح برای نماز به حرم آمدم و گوشی تلفن را تحویل امانات حرم دادم ، در بازگشت از حرم دیدم گوشی تلفن پنج تماس ناموفق دارد، در فکر بودم که بار دیگر تلفن زنگ زد دیدم پسرم است. وی گفت: در حالیکه پسرم به علت بیماری تاکنون قادر به سخن گفتن نبود خودش تماس گرفته و از شفای خود سخن می گفت و مدعی بود که پزشکان وی را مرخص کرده اند. وی افزود: پسرم در شرح درمان خود افزود: نیمه های شب مزه تلخی را در دهانم احساس کردم و بلافاصله پرستار را خبر کردم و آنها نیز با آوردن تشتی تمام محتویات دهانم را در آن خالی کردم. وی افزود: به همراه مقداری مایع، کیست و محتویات آن نیز از دهانم خارج شد و این باعث تعجب پزشکان شده بود.
+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم بهمن ۱۳۹۰ساعت 8:51  توسط خودم
|
|