بنام خدا

ميگويند : صبح آن روز كه پيامبر اكرم«ص» متولّد شد هر بتي كه در هر جاي دنيا بود به رو در افتاده بود، و ايوان كسري يعني پادشاه ايران لرزيد و چهار كنگرۀ آن افتاد، و درياچۀ ساوه كه آن را مي پرستيدند فرو رفت و خشك شد، و وادي سماوه كه سالها بود كسي آب در آن نديده بود، آب در آن جاري شد، و آتشكدۀ فارس كه هزار سال خاموش نشده بود در آن شب خاموش شد، و داناترين عالِم ايران در آن شب در خواب ديد كه شتر قدرتمندي كه چند اسب عربي را مي كشيد ؛ از دجله گذشته و داخل بلاد ايشان شد، و طاق كسري از ميانش شكست و دو تكّه شد، و آب دجله شكافته شده و در قصر او جاري شد.

همچنين در آن شب از طرف حجاز، نوري ظاهر شد و در عالم منتشر گرديد، تخت هر پادشاهي در آن صبح سرنگون شده بود، جميع پادشاهان در آن روز لال بودند و نمي توانستند سخن بگويند، علم كاهنان بر طرف شد و سحر ساحران باطل گرديد، هر كاهني كه بود ميان او و شيطاني كه داشت و به او خبرها را مي گفت جدايي افتاد، و قريش در ميان عرب بزرگ شدند و به ايشان« آل الله »مي گفتند زيرا كه ايشان در خانۀ خدا بودند.

«منبع : امالي شيخ صدوق »

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۹۰ساعت 9:21  توسط خودم  |