عملیاتی که در عین بهمراه داشتن همه فتوحات چشمگیرش و خاطرات شیرینش خاطره ای تلخ از خود بیادگار گذاشت و داغی بزرگ بر قلب بسیجیان لشکر امام حسین (ع) نهاد .
حماسه ای جاوید که با خون حاج حسین خرازی جلوه ای دیگر به خود گرفت .
غوغایی ملکوتی که در آن بزرگ سردار همیشه سرافرازمان به میهمانی حسین (ع) شتافت
کربلایی مکرر که علمداری قهرمان ، سپهداری شجاع و فرماندهی مخلص را از جمعه یاران فرشی اش جدا و به خیل همسنگران عرشی اش رسانید .
حاج حسین خرازی ، او که سرمست از باده ولایت بود و به خمینی عشق می ورزید و خود را سربازی مطیبع بر اوامر الهی آن رهبر روشن ضمیر می دانست و دیگران را نیز به این امر نصیحت و وصیت می فرمود .
خرازی او که چنان به ائمه هدی (ع) خصوصا حضرت زهرا (س) علاقه داشت که با شنیدن نام مبارکشان از خود بی خود می گشت و اشک بر گونه ها سرازیر میساخت .
حسین او که شبانگاهان صورت بر خاک جبهه می سایید و آنچنان محو مناجات ذات حق تعالی می گشت که گویی از این دنیای خاکی رخت بر بسته و عازم دیار ملکوت گشته است .
او که به هنگام برخورد با نیروهایی تحت امرش چنان خاضع بود و مهربان که گویی پدری رئوف با فرزندانش به صحبت نشسته و در حال مبارزه و رویارویی با دشمن چنان می خروشید که گویی اقیانوس به تلاطم افتاده و شیر به میدان جنگ پا گذاشته و یا بهتر بگوئیم کربلایی دیگر به پا شده عاشورایی مجدد رخ داده و ابوالفضلی رشید به دفاع از حریم قرآن و عترت برخواسته است .
خرازی او که بچه های لشکر با شنیدن نامش و دیدن رویش روحیه میگرفتند و خدای را بخاطر همجواریش شکر می کردند و در مقابل ، دشمن از شنیدن نامش بیم و هراسی وصف ناپذیر داشت .
حسین خرازی او که سالیان سال بدنبال شهادت از کردستان به جنوب از کوه به دشت و صحرا از دریا به خشکی دویده بود و در این راه که ادای تکلیف الهی بود سر از پا نمی شناخت و پایش آبله بندان راههای سخت و دشوار جنگ شده بود.
حاج حسین او که سردار نامی جبهه بود و جای جای جبهه اسلام از او حماسه های دیده بود و وجب به وجب میدانهای جنگ وجود ملکوتی او را بر خود لمس کرده بود .
شهید خرازی او که عارفی به تمام معنا بود عاشق و دلباخته قرآن و اهل بیت بود و در اکثر سخنرانی هایش دوستانش را به تقوی الهی و اخلاق حسنه و رعایت شئونات اسلامی دعوت می کرد .
خرازی که با تاسی به سپهسالار اردوی کربلا دست راستش را تقدیم حق تعالی کرده بود و با یک دست حماسه هایی درخشان آفرید .
آری این فرمانده مهذب و رشید در حماسه شکوهمند کربلای 5 با قلبی مملو از عشق و علاقه خدا و ائمه معصومین (ع) و ارادتی خاص به حضرت امام خمینی (ره) رهسپار دیار یار شد و قلب بسیجیان لشگرش را برای همیشه جریحه دار نمود .
یادش جاوید و راهش پر رهرو باد
حماسه ای جاوید که با خون حاج حسین خرازی جلوه ای دیگر به خود گرفت .
غوغایی ملکوتی که در آن بزرگ سردار همیشه سرافرازمان به میهمانی حسین (ع) شتافت
کربلایی مکرر که علمداری قهرمان ، سپهداری شجاع و فرماندهی مخلص را از جمعه یاران فرشی اش جدا و به خیل همسنگران عرشی اش رسانید .
حاج حسین خرازی ، او که سرمست از باده ولایت بود و به خمینی عشق می ورزید و خود را سربازی مطیبع بر اوامر الهی آن رهبر روشن ضمیر می دانست و دیگران را نیز به این امر نصیحت و وصیت می فرمود .
خرازی او که چنان به ائمه هدی (ع) خصوصا حضرت زهرا (س) علاقه داشت که با شنیدن نام مبارکشان از خود بی خود می گشت و اشک بر گونه ها سرازیر میساخت .
حسین او که شبانگاهان صورت بر خاک جبهه می سایید و آنچنان محو مناجات ذات حق تعالی می گشت که گویی از این دنیای خاکی رخت بر بسته و عازم دیار ملکوت گشته است .
او که به هنگام برخورد با نیروهایی تحت امرش چنان خاضع بود و مهربان که گویی پدری رئوف با فرزندانش به صحبت نشسته و در حال مبارزه و رویارویی با دشمن چنان می خروشید که گویی اقیانوس به تلاطم افتاده و شیر به میدان جنگ پا گذاشته و یا بهتر بگوئیم کربلایی دیگر به پا شده عاشورایی مجدد رخ داده و ابوالفضلی رشید به دفاع از حریم قرآن و عترت برخواسته است .
خرازی او که بچه های لشکر با شنیدن نامش و دیدن رویش روحیه میگرفتند و خدای را بخاطر همجواریش شکر می کردند و در مقابل ، دشمن از شنیدن نامش بیم و هراسی وصف ناپذیر داشت .
حسین خرازی او که سالیان سال بدنبال شهادت از کردستان به جنوب از کوه به دشت و صحرا از دریا به خشکی دویده بود و در این راه که ادای تکلیف الهی بود سر از پا نمی شناخت و پایش آبله بندان راههای سخت و دشوار جنگ شده بود.
حاج حسین او که سردار نامی جبهه بود و جای جای جبهه اسلام از او حماسه های دیده بود و وجب به وجب میدانهای جنگ وجود ملکوتی او را بر خود لمس کرده بود .
شهید خرازی او که عارفی به تمام معنا بود عاشق و دلباخته قرآن و اهل بیت بود و در اکثر سخنرانی هایش دوستانش را به تقوی الهی و اخلاق حسنه و رعایت شئونات اسلامی دعوت می کرد .
خرازی که با تاسی به سپهسالار اردوی کربلا دست راستش را تقدیم حق تعالی کرده بود و با یک دست حماسه هایی درخشان آفرید .
آری این فرمانده مهذب و رشید در حماسه شکوهمند کربلای 5 با قلبی مملو از عشق و علاقه خدا و ائمه معصومین (ع) و ارادتی خاص به حضرت امام خمینی (ره) رهسپار دیار یار شد و قلب بسیجیان لشگرش را برای همیشه جریحه دار نمود .
یادش جاوید و راهش پر رهرو باد
