طالبان فرزند صالح بخوانند

 

طالبان فرزند صالح بخوانند

بي ترديد يکى از عوامل مؤثر در روح و جسم انسان تغذيه است‌، تا آن‌جا که خداوند نيز سفارش به تغذيه حلال کرده است آن‌جا که مي‌فرمايد« فَلْينظُرِ الاِْنسَـنُ إِلَى طَعَامِهِ» (عبس/24) يعنى انسان هنگامى که مي‌خواهد غذايى را بخورد، ابتدا دقيقاً بايد در آن بنگرد که چه چيزى را مي‌خواهد بخورد؟ آيا براى روح و جانش مفيد است يا مضرّ ؟ حلال است يا حرام...

در جاى ديگر نيز مي‌فرمايد: «...کُلُوا مِنَ الطَّيبَـتِ وَ اعْمَلُوا صَــلِحًا... » (مؤمنون/51) از غذاهاى پاکيزه بخوريد و عمل صالح انجام دهيد‌.

برخى از مفسّران معتقدند ذکر اين دو (خوردن غذاى پاک و انجام عمل صالح) پشت سر يکديگر دليل بر وجود يک نوع ارتباط بين آن دو است و اشاره به اين است که غذاهاى مختلف آثار اخلاقى متفاوتى دارد، غذاى حلال و پاک، روح را پاک مي‌کند و سرچشمه عمل صالح مي‌شود، و غذاى حرام و ناپاک روح و جان را تيره و زمينه اعمال ناصالح را فراهم مي‌گرداند؛ در مورد آثار وضعى تغذيه (حلال و حرام) فرقى بين مسلمان و غير مسلمان نيست.(‌پرسش‌ها و پاسخ‌هاي مذهبى آيت ا... مکارم شيرازى و آيت ا... جعفر سبحانى)

کسب حلال به نوعي از فعاليت اقتصادي گفته مي‌شود که در چار چوب قوانين اسلامي و شرعي انجام مي‌شود و مهم‌ترين خصوصيت آن نفع خود انسان چه از لحاظ مادي و چه از لحاظ معنوي و از طرفي رعايت کردن حق الناس مي‌باشد.

اين سخن گرچه به آساني گفته مي‌شود اما در مقام عمل بسيار سخت است تا جائي که در بعضي روايات ائمه طاهرين عليهم السلام تلاش براي به‌دست آوردن روزي حلال را از شمشير زدن در ميدان جنگ سخت تر شمرده‌اند.(1)

در مورد کسب حلال و نيز فعاليت‌هاي اقتصادي مشروع به روايات بسياري در منابع اسلامي بر مي‌خوريم که ائمه، مؤمنين را به اين‌گونه فعاليت‌ها تشويق مي‌کنند مانند آن‌که رسول اکرم(ص) طلب رزق حلال را واجب و آن‌را در حکم جهاد معرفي مي‌کنند.(2) وقتي به کوشش شايسته و نيکو در اين راه امر مي‌شويم تا آن‌جا که رسول اکرم صلي ا... عليه و آله کسي که در راه تحصيل و به‌دست آوردن روزي براي خانواده کوشش مي‌کند را به مجاهد في سبيل ا... (در راه خدا) تشبيه مي‌کنند. (الکاد علي عياله کالمجاهد في سبيل ا...).(3) در مقابل از بيکاري و تنبلي و سربار بر جامعه بودن نهي مي‌شويم در اين زمينه مفضل بن عمر از حضرت صادق عليه السلام نقل مي‌کند که ايشان فرموده اند:لا تکونوا کلاّ علي الناس يعني سربار جامعه نباشيد.(4)

از مطالبي که گفته شد به اين نتيجه مي‌رسيم که به‌طور کلي اسلام با کسب و کار و فعاليت‌هاي صحيح اقتصادي کمال موافقت را دارد و حتي به آن سفارش اکيد دارد اما در مقابل از نزديک شدن به مال حرام و شبهه ناک به شدت نهي فرموده است: امام پنجم در اين باره مي‌فرمايد: همه گناهان سخت مي‌باشند و سخت ترين آن‌ها گناهي است که گوشت و پوست از آن روئيده باشد.‌(5)

تذکر اين نکته نيز لازم به نظر مي‌رسد که وجود انسان دو بعد دارد؛ يکي بعد جسم او که تحت تأثير ظاهري و مادي غذا است و معمولاً ما در مورد ظاهر غذايي که مي‌خوريم دقت کافي را به کار مي‌بريم و به بعد معنوي که حلال و حرام بودن آن است کم‌تر توجه مي‌کنيم بعد ديگر انسان روح اوست که غذا به شدت بر آن تأثير گذار است تا جايي که در حالات بعضي از اولياء ا... و بزرگان نوشته‌اند که با خوردن يک لقمه شبهه ناک آن‌هم به صورت اتفاقي تا مدت‌ها از توفيق نماز شب محروم مي‌شده‌اند.(6)

در اين زمينه عالم و زاهد بزرگ مرحوم شيخ علي اکبر نهاوندي مي‌فرمايد: چون غذاي حرام به شکم وارد شد مصداق آيه: « وَالَّذِي خَبُثَ لاَ يخْرُجُ إِلاَّ نَكِدًا » (9) از خبيثت چيزي جز خبيث خارج نشود و مصداق آن در ضرب المثل‌ها اين بيت است که: از کوزه همان تراود که در اوست... و قوت يافتن و بسته شدن نطفه‌اي که با لقمه حرام بسته و رشد يافته چيزي جز خباثت نمي‌باشد و چگونه مي‌توان به چشم او اميدوار بود که به نامحرم نگاه نکند و يا با زبان غيبت نکند و اين چنين است حال ساير اعضاء به نسبت معاصي که صادر شده از شخص(10) نيز عالم رباني مرحوم نراقي در کتاب معراج السعاده مي‌نويسد: دلي که از لقمه‌حرام روئيده باشد، کجا و قابليت انوار عالم قدس کجا و نطفه‌اي که از مال حرام هم رسيده باشد به مرتبه‌رفيع انس با پروردگار چه‌کار؟ چگونه پرتو عالم نور بدلي تابد که غذاي حرام آن را تاريک کرده و کي پاکيزگي و صفا بر‌اي نفسي حاصل مي‌شود که کثافات مال شبهه ناک آن‌را آلوده و چرک آلود نموده باشد(11)

از آن‌چه گفته شد، بنا به اصل عليت غذاي حرام بر روح و روان انسان بسيار تأثير گذار است و اين تأثير بر روان فرزند به هيچ وجه قابل انکار نيست؛ چنان‌که در طول تاريخ غالب افراد فاسدي چون معاويه بن ابي سفيان از دامان کساني چون هند جگر خوار برآمده اند که سخن حق در آن‌ها هيچ تأثيري نمي‌کند کما اين‌که امام حسين عليه السلام در روز عاشورا فرمود: شکم‌هاي شما از حرام پر شده لاجرم سخن حق را شنوا نيستيد و در مقابل صالحاني چون شيخ انصاري‌(ره) که از پستان پاک مادراني شير خورده‌اند که هيچ‌گاه بدون وضو به آن‌ها شير نمي‌دادند. در پايان اين نوشتار را با سخني از آيت ا... مظاهري به پايان مي‌بريم: ايشان در مورد تأثير غذا مي‌فرمايد: مال حرام، نه تنها خود انسان را به سقوط مي‌کشاند، بلکه فرزندان او را نيز بدبخت مي‌کند. وضعيت تأسف‌آور فرهنگي و فساد اخلاقي رايج در جامعه کنوني در اثر مال حرام است که پدر و مادرها به خورد فرزندان مي‌دهند.
 وضعيت بعضي دختران و پسران جوان خيلي بد است تا جايي که مي‌توان گفت: عفت عمومي و غيرت عمومي نداريم و فساد اخلاقي، با کمال شهامت در جامعه ما حکم‌فرماست. عفت از زن‌ها و غيرت از مردها رفته و کار به جايي رسيده که بي‌عفتي و بي‌غيرتي تبديل به ارزش شده است.

چرا چنين شده است؟ ما که شيعه و از نظر عقيده به اسلام و تشيع و از نظر شعار، در حدّ مطلوبي هستيم و به اهل‌بيت (عليه السلام) عشق مي‌ورزيم. پس چرا چنين شده است؟ به خاطر غذاي حرام.

در برخي اداره‌هاي ما، بيکاري، کم کاري و رشوه خواري وجود دارد. معلوم است کسي که رشوه بخورد يا در اداره، کم کاري و بدکاري داشته باشد، درآمد او حرام است و دختر و پسر او در اثر لقمه حرام، دچار بيعفّتي مي‌شوند و بدتر اين‌که، بي‌عفّتي نزد آنان، تبديل به ارزش مي‌شود؛ با مسجد و معنويات سر و کار ندارند و روحانيت را خرافت مي‌دانند، شبانه روز مشغول تلفن همراه خود هستند که براي برخي جوانان، خانه شيطان شده است.

بازار ما، بازار اسلامي نيست؛ ربا، گران‌فروشي و کم‌فروشي به طرز عجيبي رونق دارد و غشّ در معامله در بازار فراوان است. معلوم است چنين تاجر يا کاسبي نمي‌تواند دختر و پسر مقدّس تحويل جامعه بدهد؛ لذا گاهي اوقات خودش مسجدي است اما پسر و دخترش نه اين‌که حال مسجد ندارند، بلکه پدرشان را هم براي رفتن به مسجد مسخره مي‌کنند.
 وقتي خمس در جامعه بي‌ارزش باشد، معلوم است غذاي افراد آن جامعه حرام است. وقتي اين حرام را بچه‌ها بخورند، نه تنها راجع به دين، کسل و غافل مي‌شوند، بلکه سقوط عجيبي مي‌کنند.» (12)

خداوند متعال مي‌داند که به چه کسي لقمه حرام به اجبار خورانده شده و چه کسي به اختيار لقمه حرام خورده يا خورانده است و براي هر کدام آثاري وضع نموده و خود رحمان و رحيم و توبه پذير است و اختيار را نيز از کسي سلب نمي‌نمايد. تکليف کساني که ناخواسته لقمه حرام خورده اند چيست؟

خداوندي که براي هر چيز و هر فعلي اثري قرار داده است، خود محدود و محکوم به آن‌ها نيست.او نه تنها قوانين ديگري نيز دارد، بلکه قادر مطلق بر همه مخلوقات و آثار آن‌هاست، نه اين که مغلوب آن‌ها باشد، و از آن جمله قدرت «محو اثر» به خاطر «اثر» امر ديگري است، که آن را نيز خود وضع نموده است.
 مثل اين که توبه، اثر گناه را مي‌شويد و از بين مي‌برد. لذا فرمود:

آن‌چه را كه خدا بخواهد (محو) و آنچه را كه بخواهد (اثبات) مى‏نمايد. و ام الكتاب نزد خدا است‏. (الرعد، 39)

و همچنين خطاب به کساني که نه تنها به اجبار يا اضطرار ضرري متوجه آنان شده است، بلکه به اختيار خود خطا کرده و مرتکب گناه شده‌اند، مي‌فرمايد که مبادا نااميد شويد، چون خداوند جميع گناهان را مي‌بخشد و آثارش را هم محو مي‌کند (البته مسأله حق الناس جداگانه است) مي‌فرمايد:

(يا محمد صلّى ا... عليه و سلّم) بگو: اى بندگان من كه بر خويشتن اسراف كرده‏ايد. مبادا از رحمت خدا مأيوس شويد! بهراستى كه خدا همه گناهان را مى‏آمرزد. (زمر، 53)

و حتي بالاتر از آن که فرموده: خداوند «سيئه» را مبدل به «حسنه» مي‌کند و بي‌ترديد وقتي گناه مبدل به صواب (کار خوب) شد، عقابش هم مبدل به ثواب (پاداش) مي‌گردد.

پس، خداوند متعال مي‌داند که به چه کسي لقمه حرام به اجبار خورانده شده است و چه کسي به اختيار لقمه حرام خورده يا خورانده است و براي هر کدام آثاري وضع نموده است و خود رحمان و رحيم و توبه پذير است و اختيار را نيز از کسي سلب نمي‌نمايد.

بهترين مثال، کفاري هستند که با آمدن انبياي الهي ايمان مي‌آوردند، آيا آن‌ها همگي لقمه حلال خورده بودند. يا خطايشان به خاطر جو حاکم و جهل مستولي شده بوده است؟ يا همين امروز افراد صالحي که والدين آن‌ها به هيچ وجه صالح نبوده يا نيستند، زيادند. در همين اروپاي و آمريکاي امروز ببينيد چقدر گرايش به اسلام زياد شده است، آيا اين جوان‌هاي اروپايي که با عشق و علاقه و عقل و تدبر به اسلام روي مي‌آورند، همه لقمه حلال خورده‌اند؟! خير. بلکه همان گونه که لقمه حرام تأثير سوء دارد، تأثير اسلام نيز پاک کردن و تميز کردن است. با ورود به اسلام يا توبه، همه آثار سوء گذشته از بين مي‌رود‌.

پي نوشت‌ها:

1. ميزان الحکمه، ج2، حديث شماره 4293

2. ميزان الحکمه، ج4، حديث شماره 7213 و 7214.

3. بحارالانوار ج103، ص 13 حديث 59، المطبعه الاسلاميه ربيع الثاني 1389قمري.

4. ميزان الحکمه، ج4، ص 121، حديث 7222.

5. اصول کافي ج5، ص 120 چاپ اسوه 1379ش.

6. سيد اسماعيل گوهري، مفاسد مال و لقمه حرام، ص 36، انتشارات احمدي، 1377.

7. اعراف، 58.

8. خزثيه الجواهر، ص 430، موعظه در تأثير اغذيه از حديث حليت و حرمت در انسان.

9. معراج السعاده انتشارات مطبوعاتي حسيني ص 313 چاپ 75.

10. تربيت فرزند از نظر اسلام، انتشارات ام ابيها، ص 43 و 50.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم اسفند ۱۳۹۰ساعت 11:0  توسط خودم  |