|
در محضر بانوي بزرگ اسلام
شيعيان ما از بهترين افراد اهل بهشتند، و همه دوستان ما و دوستان دوستان ما و دشمنان دشمنان ما و كسى كه با قلب و زبان تسليم ما اهل بيت شده، در صورتى كه از اوامر ما سرپيچى كنند و نواهى و موارد پرهيز را محترم نشمرند، از شيعيان واقعى ما نخواهند بود، با اين حال جايگاهشان در بهشت خواهد بود، ولى بعد از پاك شدن از گناهان به وسيله بلاها و مصيبتها در دنيا، يا تحمل مشكلات و شدائد روز قيامت و يا قرار گرفتن اندك زمانى در طبقات بالاى جهنم و چشيدن عذاب، تا اينكه ما به خاطر دوستىشان با ما نجاتشان داده و آنان را به پيشگاه خودمان انتقال خواهيم داد. بحار الانوار، ج 68، ص 155
صلوات فرستادن بر فاطمه(س)
صلوات فرستادن بر حضرت فاطمه و كيفيت زيارتش همانند صلوات بر پيامبر اكرم و اميرالمؤمنين و حسنين عليهم السلام و زيارات آنان است؛ يعنى همان گونه كه به صلوات بر آن چهار وجود مقدس و زيارتشان امر شده است، نسبت به حضرت زهرا عليهاالسلام نيز در اين موارد، همگان مأمور و ماجورند. كيفيت صلوات بر فاطمه(س) را كه مشمول آيه تطهير و از اهل بيت پيامبر اكرم است، رسول خدا به صراحت چنين بيان داشته است: بر من صلوات بترا ( ناقص، دم بريده و بريده شده) نفرستيد. سؤال شد: يا رسول ا... صلوات بترا چيست؟ فرمود: اين كه بر من صلوات بفرستيد و بگوييد اللهم صل على محمد ولى درباره آل من ساكت باشيد. شما بايد بگوييد: اللهم صل على محمد و آل محمد. صلواتى كه شامل على و فاطمه و حسنين عليهم السلام نباشد، مقطوع و بريده و مورد قبول خدا و رسولش نمى باشد. لذا حضرت صديقه زهرا همرديف و برابر افرادى است كه جميع مسلمين با ايمان جهان - از شيعه و سنى - هر شبانه روز در تشهد نمازهاى پنجگانه بر او درود مىفرستند؛ و او در اين مقام، همتاى محمد بن عبدا...، على و حسنين(ع) است. لزوم صلوات بر فاطمه در هنگام اقامه نماز يك منقبت و فضيلت ساده نيست، بلكه نشانگر مرتبه اعلى و منصب والاى آن حضرت است كه اين چنين در جنب صاحبان رسالت و امامت قرار گرفته است. بدون ترديد بايد فاطمه خود ولية ا... و داراى مقام ولايت بوده باشد، تا همرديف و همتاى اولياي خدا، مورد خضوع و مشمول صلوات و درود جميع مؤمنين جهان در هر زمان و مكان باشد.
پيامبر اكرم(ص) مىفرمايد: يا فاطمه! هر كس بر تو صلوات فرستد، خداى متعال از وي درگذرد، و او را در بهشت به من ملحق گرداند. علامه امينى، فاطمه زهرا، ص 327
فلسفه حجاب معافيت هاي پوششي در زنان
علاوه بر احکام حدود پوشش زنان مسلمان در برابر افراد نامحرم، احکام ديگري نيز وجود دارد که نوعي معافيت را در حدود پوشش بيان ميکند. بخشي از معافيتها در پوشش مربوطه به گروه خاصي از بانوان، از جمله پوشش زنان سالمند است. از امام رضا(ع) سؤال شد: آيا جايز است به موي خواهر زن نگاه کرد؟ فرمود: نه مگر اينکه از قواعد باشد. سؤال شد: آيا خواهر زن و زن غريبه مثل هم ميباشند؟ فرمود: بله، سؤال شد: نگاه به چه عضوي از قواعد جايز است؟ فرمودند: موي سر و ساعد. اما بخش ديگر معافيتها، مربوط به حدود پوشش عموم زنان در برابر ديگر افراد است که به مصاديق آن با استناد به آيات و روايات اشاره ميکنيم: حدود پوشش در برابر محارم سببي و نسبي (اعم از شوهر، پدرشوهر، پسر همسر، پدر و بالاتر، پسر شامل نوه پسري يا دختري و پائينتر، برادر پسر برادر و پسر خواهر.) خداوند در اينباره ميفرمايد: زنان بايد زينت خود را آشکار نسازند مگر براي شوهرانشان يا پدرانشان يا پدران شوهرانشان يا پسرانشان يا پسران شوهرانشان يا بردارنشان يا پسران برادرانشان يا پسران خواهرانشان يا زنان همکيششان يا طفيليان و افراد تابعي که تمايلي به زن ندارند يا کودکاني که از امور جنسي مربوط به زنان ناتوانند. طبق آنچه در ادامه آيه بيان شده است، پوشش زنان در برابر چهار گروه از افراد که در حکم محارم هستند نيز از معافيتهايي برخوردار است که عبارتند از: زنان هم کيش و مسلمان، اطفال غيرمميز يا نابالغ، تابعين، يعني افرادي که ديوانه و ابله هستند و نياز به ولي داشته باشند و از امور جنسي چيزي نفهمند، يا پيرمرداني که به حدي از پيري رسيدهاند که نياز به ولي و سرپرست داشته و ديگر از تمايل و توان جنسي برخوردار نباشند و گروه آخر، مملوکان و بردگان که پوشش زن مسلمان در برابر آنها ساده تر و آسانتر از ديگر افراد است. زنان غير از اين گروه افراد که نام برده شد، در برابر غيرمحارم شامل مردان اجنبي و نامحرم، مردان غيراجنبي و نامحرم و زنان غيرمسلمان بايد پوشش کامل خود را رعايت کنند. حدود پوشش در برابر زنان غيرمسلمان درباره لزوم رعايت پوشش زنان مسلمان در برابر زنان غيرمسلمان به بيان يک حديث مستند اکتفا ميکنيم: از امام صادق(ع) نقل شده است که فرمود: زن مسلمان نبايد مقابل زن يهودي و نصراني خود را برهنه کند؛ زيرا آنان صفات زنان مسلمان را نزد شوهرانشان بيان ميکنند.
راه يافتگان - بانوي تازه مسلمان آمريکايي: دين اسلام زندگي جديدي به من بخشيد
يکي از زنان تازه مسلمان آمريکايي ميگويد پس از روي آوردن به اسلام، زندگي جديد و آرامشي را تجربه کرده است که هرگز پيش از اين به آن دست نيافته بود.
گينا کولار، دانشجوي 24 ساله رشته روانشناسي که به تازگي به اسلام روي آورده است، در مقابل کتابخانه ام پي فا در منطقه منتون سان برناردينو در ايالت کاليفرنيا ايستاده و منتظر دوست خود براي انجام تحقيق بر روي يک پروژه است، بسياري از زنان جوان با چکمهها و شلوار جينهاي آبي از کنارش رد ميشوند اما او بهعنوان تازه مسلمان يک روسري صورتي بهعنوان حجاب بر سر داشت که برايش اهميت بسياري داشت.
کولار درباره حجاب خود ميگويد: احساس ميکنم وقتي روسري خود را بهعنوان حجاب به سر ميکنم، خداوند مرا نگاه ميکند و رحمت خود را بر من نازل ميکند.
مادر کولار يک آمريکايي- مکزيکي بود که وقتي کولار 11 سال داشت، دار فاني را وداع گفت و پدرش نيز يک قفقازي بود.
به گفته رهبران اسلامي در آمريکا، «منتون»، منطقهاي است که در آن بسياري از زنان به اسلام روي ميآورند.
احمد رهاب، مدير روابط رسانهاي شوراي روابط اسلامي آمريکا در واشنگتن، در اينباره ميگويد: گرايش زنان منطقه منتون به اسلام به ويژه آنهايي که اهل آمريکاي لاتين هستند به سرعت در حال افزايش است.
دني دوايري، مدير برنامههاي زبان عربي در سان برناردينو و يکي از پايهگذاران سايت اسلاميسيتي، ميگويد: حدود 60 درصد از مراجعهکنندگان به اين وبسايت از کانادا و آمريکا هستند و در سه سال گذشته بيش از يکهزار بازديدکننده با اين وبسايت تماس گرفتهاند تا درباره چگونگي گرايش به دين اسلام اطلاعاتي به دست آورند.
به گفته دوايري، در آمريکا افرادي که به اسلام روي ميآورند، اغلب زنان اهل آمريکاي لاتين يا سفيدپوستاني هستند که بين 17 تا 33 سال سن دارند.
گينا کولار زني است که در يک خانواده مسيحي بزرگ شده اما ميگويد که هيچگاه در کليسا احساس راحتي نکرده است.
کولار ميگويد: هنگامي که مسيحي بودم سؤالهاي بسياري در ذهن داشتم که هيچگاه پاسخ داده نميشدند، آنها فقط به من ميگفتند بايد به برخي چيزها اعتقاد داشته باشم و اين جواب کافي براي من نبود.
سرانجام کولار با يک معلم رياضيات در دانشکده کرافتون هيل که او نيز يک تازهمسلمان بود آشنا ميشود و پس از آشنايي بيشتر با دين اسلام، با اين فرد ازدواج ميکند.
کولار درباره زندگي خود پس از روي آوردن به اسلام چنين ميگويد: اسلام به من احساس شخصيت و هويت داد و احساس کردم که به فرد ديگري تبديل شدهام. پيش از اين زندگي برايم بيهدف بود و نميدانستم به چه دليل زندگي ميکنم.
وي ميگويد: دين اسلام زندگي جديدي به من بخشيد و شانس دوبارهاي براي زندگي کردن به من داد.
کولار اسلام را ديني فوقالعاده تأثيرگذار بر رفتار انسان ميداند و ميگويد: از آموزههاي اسلامي ياد گرفتم که بايد صبور باشم و به همين دليل پس از روي آوردن به اسلام صبورتر و آرامتر شدم.
او پس از روي آوردن به اسلام بسياري از دوستان خود را از دست داده؛ زيرا دوستانش وي را تروريست(!) ميدانند اما کولار که با تمام وجود دين اسلام را پيامآور صلح براي همه بشريت ميداند، بدون توجه به همه اين انتقادها با افتخار دين خود را حفظ کرده است.
کولار خوشحال است از يک زندگي که به شرکت در مهمانيهاي گوناگون و نوشيدن شراب و شاديهاي کاذب خلاصه شده بود به نوعي ديگر از زندگي روي آورده است که برايش معنا و مفهومي معنوي دارد.
او ميگويد: اگرچه با داشتن دين اسلام بسيار مورد تبعيض واقع ميشوم اما همه اينها برايم داراي ارزش است زيرا اکنون که يک مسلمان هستم آرامشي را تجربه ميکنم که هيچگاه پيش از اين تجربه نکرده بودم.
کولار ميگويد خوشحال است که ميتواند با رفتار اسلامي و ارزشهايي که در دين اسلام بر آنها تأکيد شده الگويي براي ديگر دوستان آمريکايي خود باشد تا آنها را نيز به يک زندگي جديد و تولدي دوباره دعوت کند.
زنان نمونه جهان امّ سنان المذحجيه
او دختر خيثمه بن فرشه المذحجيه بود. نام دقيق وي و سال وفاتش در دست نيست. او نيز در قرن اول هجري ميزيست. وي را يکي از ياران علي بن ابي طالب(ع) شمردهاند که در جنگ صفّين حضور داشت و معاويه اشعارش را در تأييد امام علي(ع) براي او يادآور ميشد و او نيز انکار نميکرد.
از اشعار وي دو قطعه به جا مانده است:
1. اشعار او در تشويق و تشجيع قومش «آل مذحج» براي ياري حضرت علي(ع) در جنگ صفّين
ترجمه اشعار وي اينگونهاند: از شدت اندوه، چشمانم را خواب فرانميگيرد که امشب شبي است غمافزا و اندوهبار.
اي خاندان مذحج! ديگر گاه درنگ نيست، آماده جنگيدن باشيد که دشمني دشمنان متوجه خاندان پيامبر است.
اين علي است که در اوج آسمان، ماه وجودش روشنيبخش شب تار است و ستارگان «سعد» بهسان هلالي، گرداگرد وجود علي حلقه زدهاند. (يعني علي(ع) همواره سعادتمند و خوش بخت است و رستگاري با اوست.)
علي از زماني که وارد جنگ با دشمنان خدا شد، پيروز بود و بهروزي هميشه مقرون با جنگهاي علي بوده است.
2. اشعار امّ سنان در رثاي امام علي(ع) که ابيات آن سرشار از ارادت به امام(ع) و تأکيد بر جانشيني ايشان پس از پيامبر(ص) و دفاع از ولايت و رهبري است
اي أباالحسين! تو پايندهاي و تا ابد به درستي و راستي معروفي.
پس تا زماني که کبوتران بر شاخسارها قمريها را آواز دهند، درود خدا بدرقه راهت باد.
تو جانشين پس از حضرت محمّد(ص) در ميان ما بودي؛ جانشيني که پيامبر اطاعت از تو را به ما سفارش نمود که تو يار وفادار پيامبري.
و امروز جانشين و بدلي پس از علي نيست که به او اميد خيري ببنديم. هيهات که پس از علي به انسان ديگري اميدوار باشيم.
ملاقات امّ سنان و معاويه
مروان بن حکم در مدينه، نوه امّ سنان را به زندان افکنده بود. امّ سنان نزد مروان رفت و درباره موضوع آن نوجوان، با او به گفتوگو پرداخت، ولي سودي نبخشيد. به قصد ديدن معاويه وارد شام شد. معاويه پس از ديدن وي گفت: چه چيزي تو را به سرزمين ما کشانده است؟ در حالي که خوب ميدانم از ديرباز خويشاونديات را با من خوش نداري و حتي دشمنانم را بر من ميشوراندي؟
امّ سنان در پاسخ به سخنانش، از او خواست که گذشته را فراموش کند. ولي معاويه اشعار امّ سنان را که در جنگ صفّين سروده بود، يادآور شد و گفت: چگونه است که اين اشعار را سرودهاي؟
امّ سنان گفت: درست است. من اين سخنان را گفتم و اکنون در تو، بهعنوان کسي که به جاي حضرت علي(ع) نشسته است، اميد بستهام.
سپس مردي از همنشينان معاويه گفت: امّ سنان چگونه اين سخنان را ميگويد، در حالي که خودش اشعاري را در مدح و ولايت حضرت علي(ع) سروده است؟ سپس شروع به خواندن اشعار امّ سنان کرد.
ام سنان گفت:اي معاويه! سخناني بود که بر زبان آمد و گفتاري بود که در مورد علي(ع) مصداق پيدا کرد. به خدا قسم! اين اطرافيان تو هستند که کينه و دشمنيات را در دل مسلمانان مينشانند. سپس شکايت خود را از مروان بن حکم مطرح کرد و ظلم و ستم او را بر مردم مدينه متذکر شد.
|