
سيره و سيماي امام حسن مجتبي عليه السلام
«انا اعطيناك الكوثر فصل لربك و انحر. ان شانئك هو الابتر>
نخستين مظهر و نشانهي كوثر كه بر دامان پاك فاطمهي اطهر (سلام الله عليها) پا به عرصهي گيتي نهاد امام حسن عليه السلام بود. نشانهاي از تجلي مقدسترين پديدهاي كه از خجستهترين پيوند برين انساني، نصيب حضرت محمد صلي الله عليه و آله، علي مرتضي عليه السلام و فاطمه زهرا (سلام الله عليها) گرديد. همان لؤلؤي كه از برزخ دو اقيانوس نبوت و امامتبه ظهور پيوست ومعجزهي بزرگ «مرج البحرين يلتقيان، بينهما برزخ لا يبغيان، يخرج منهما اللؤلوء والمرجان» . (1)
امام حسن عليه السلام دوبار تمام ثروت خود را در راه خدا خرج كرد و سه بار دارايياش را به دو نصف كرده، نيمي را براي خود گذاشت و نصف ديگر را در راه خدا انفاق كرد.
تولد و كودكي
فرزند گرامي رسول الله و نخستين نوهي او در مقدسترين ماههاي سال قمري يعني پانزدهم (3) رمضان سال سوم هجرت چشم به جهان گشود.
امام مجتبي عليه السلام در دامان حضرت زهرا (سلام الله عليها) بزرگ شد. او از همان دوران كودكي از نبوغ سرشاري برخوردار بود وي با حافظهي نيرومندش، آياتي را كه بر پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله نازل ميشد، ميشنيد و همه را حفظ ميكرد و وقتي به خانه ميرفتبراي مادرش ميخواند و حضرت فاطمه (سلام الله عليها) آن آيات و سخنان رسول الله صلي الله عليه و آله را براي حضرت علي عليه السلام نقل ميكرد و علي عليه السلام به شگفتي ميپرسيد: اين آيات را چگونه شنيده است؟ و زهراي مرضيه ميفرمود: از حسن عليه السلام شنيدهام. (4)
به داستاني در اين مورد توجه كنيد:
«روزي علي عليه السلام پنهان از ديدگان فرزندش به انتظار نشست، تا ببيند فرزندش چگونه آيات را بر مادرش تلاوت ميكند.
امام حسن عليه السلام به خانه آمد و خواست آيات قرآن را براي مادرش بخواند; ولي زبانش به لكنت افتاد و از گفتار باز ماند و چون مادرش علت را پرسيد، گفت: مادر جان! گويا شخصيتبزرگي در اين خانه است كه شكوه وجودش، مرا از سخن گفتن باز ميدارد» . (5)
درس اخلاق
از امام مجتبي عليه السلام خواستند كه سخني و مطلبي دربارهي اخلاق نيكوي پيامبر صلي الله عليه و آله بگويد. او فرمود:
هر كس نيازي به حضور پيامبر صلي الله عليه و آله ميبرد حاجتش رد نميشد و هرچه در توان داشتبراي رفع نياز مردم به كار ميبرد و شنيدم پيغمبر صلي الله عليه و آله فرمود: هر كس نماز صبح را بگذارد، آن نماز بين او و آتش دوزخ ديواري ايجاد ميكند. (6)
امام حسن عليه السلام از منظر رسول الله صلي الله عليه و آله
حضرت ختمي مرتبت صلي الله عليه و آله فضايل و امتيازات فرزندش امام حسن مجتبي عليه السلام را بين مسلمانان تبليغ ميكرد و از ارتباط او با مقام نبوت و علاقهي حقيقي كه به وي داشت همهجا سخن ميگفت.
آنچه از زبان پيامبر صلي الله عليه و آله در مورد حضرت مجتبي عليه السلام بيان شده است چنين است:
«هر كس ميخواهد آقاي جوانان بهشت را ببيند به حسن عليه السلام نگاه كند» . (7)
«حسن گل خوشبويي است كه من از دنيا برگرفتهام». (8)
روزي پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله به منبر رفت و امام حسن عليه السلام را در كنارش نشانيد و نگاهي به مردم كرد و نظري به امام حسن عليه السلام انداخت و فرمود: «اين فرزند من است و خداوند اراده كرده كه به بركت و جود او بين مسلمانان صلح را برقرار سازد» . (9) يكي از ياران رسول الله صلي الله عليه و آله ميگويد: پيغمبر صلي الله عليه و آله را ديدم كه امام حسن عليه السلام را بر دوش ميكشيد و ميفرمود: «خدايا من حسن را دوست دارم، تو هم دوستش بدار» . (10)
هر كس ميخواهد آقاي جوانان بهشت را ببيند به حسن عليه السلام نگاه كند
روزي پيامبر معظم اسلام صلي الله عليه و آله امام حسين عليه السلام را بر دوش گرفته بود، مردي گفت: اي پسر بر مركب خوبي سوار شدهاي. پيامبر فرمود: «او هم سوار خوبي است» . (11)
شبي پيغمبر خدا صلي الله عليه و آله نماز عشاء ميخواند و سجدهاي طولاني به جا آورد. پس از پايان نماز، دليل را از حضرتش پرسيدند، فرمود: پسرم حسن، بر پشتم نشسته بود و ناراحتبودم كه پيادهاش كنم. (12)
انس بن مالك نقل ميكند كه: رسول الله صلي الله عليه و آله دربارهي امام حسن عليه السلام به من فرمود:
اي انس! حسن فرزند و ميوهي دل من است، اگر كسي او را اذيت كند، مرا اذيت كرده و هر كس مرا بيازارد، خدا را اذيت كرده است. (13)
زينب دختر ابو رافع ميگويد: حضرت زهرا (سلام الله عليها) در هنگام بيماري رسول الله صلي الله عليه و آله هر دو فرزندش را نزد پيامبر صلي الله عليه و آله آورد و فرمود: اينان فرزندان شما هستند. اكنون ارثي به آنان بدهيد. حضرت فرمود:
«شرف و مجد و سيادتم را به حسن عليه السلام دادم و شجاعت وجود خويش را به حسين عليه السلام بخشيدم |