امشب رحمت دوست جاريست، مانند رود، نه! مانند باران، اگر دلتان لرزيد، بغضتان تركيد، كسي اينجا محتاج دعاست، اگر يادتان بود باران گرفت دعايي به حال من بيابان كنيد.
در تقويم صفحه ديروز را مي ديدم كه در پس روزان و شبان بسيار گم شده بود، ديروز شرمگين تر ار هميشه تاريخ حنجر خونين ملجم ها را مدفون مي كرد، ديروز ها گذشت و امروز به خون خواهي حضرت عشق بر پاست. شب نوزدهم ماه رمضان، اولين شب قدر مصادف با شب ضربت خوردن مولاي متقين، حضرت علي(ع) در محراب خونين شهادت تسليت باد.
كجاست حنجره عدالت كه بر بام تاريك فرياد حق را بدهد؟ كجاست ذو الفقار تا از نيام در آيد ورجز قيام بخواند ؟ كجاست بازوان مردي كه قلعه گشايي مي كرد؟ كجاست دستان مهرباني كه براي يتيتمان شهر عطر حضور پدر را تداعي مي كرد؟ اين آسمان مه گرفته سر گريستن دارد. نخل هاي كوفه خون گريه مي كنند و اين ارتعاش آه عليست، مانده در ته چاه، سر بر دوش كدامين ديوار فرو ريخته گريه كنند ودر خانه كدام سائل تو را بجويند؟ مولا ردپاي تو را بايد در اقيانوس ها دنبال كنيم با فانوس روشن نهج البلاغه ات با خطبه هاي فصيحت و امشب شب يتيمي انسان است. مولا سراغ تورا بايد از كدامين پرنده بگيريم؟ اي وسعت گل هاي ياس ارغواني در چتر نگاهت و اي خوبتر از خوب
+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم مرداد ۱۳۹۱ساعت 10:27  توسط خودم
|