براي داشتن زندگي همراه با معنويت،  بهره‌مندي از فيوضات الهي لازم است تا عزمي جدي در راستاي ترك گناه برداريم كه براي تحقق اين موضوع، ابتدا بايد فكر گناه را از سر بيرون برد. 

 

رهايي از فكر گناه

هرگاه فكر گناه بر كسي هجوم برد، نبايد آن را انجام دهد، بلكه با پناه بردن به خدا و توكل بر او از دام شيطان رهايي يابد، امام صادق (عليه السلام) فرمود: كسي كه به فكر گناه افتاد، انجام ندهد؛ زيرا چه بسا بنده‌اي در حضور خدا مرتكب گناهي مي‌شود و خداي بزرگ مي‌فرمايد: به عزت و جلالم قسم، از اين پس تو را نمي‌آمرزم.

ذكر خدا راه رهايي از گناه: كسي كه از خود غافل شود، شيطان از او غافل نيست. پس انسان بايد حسابگر خويش باشد و از سرمايه خود به خوبي بهره گيرد.

امام صادق (عليه السلام) مي‌فرمايد: شيطان توان وسوسه كردن بنده‌اي را ندارد، جز آنكه او را از ياد خدا اعراض كند و فرمانش را سبك شمرد و به نافرمانيش روي آورد و آگاهي خدا از اسرارش را فراموش كند.

نيز فرمود: هرگاه شيطان وسوسه‌ات مي‌كند تا از راه حق گمراهت كند و خدا را از يادت ببرد، پس از او به خدا پناه ببر [و برخدا توكل كن]، كه او به كمك حق بر باطل آيد و مظلوم را ياري رساند؛ چرا كه خود فرمود: شيطان بر مومنان و بر كساني كه بر خدا توكل كنند سلطه‌اي ندارد.

به فرموده امير مومنان(عليه السلام): مطمئن‌ترين فرصت براي تهاجم شيطان، زماني است كه كسي گرفتار وسوسه گناهاني مانند عُجب و خودپسندي و خودبسندي و ... شده و مدح و ثناگويي و تملق ديگران را درباره خود دوست بدارد [و از اين حالت‌ها به خدا پناه نبرد].

نكته‌:

ياد خدا و پناهندگي به او بهترين راهكار رهايي از دام شيطان است؛ چون هيچ زمان و زميني خالي از حضور خدا نيست، هيچ زباني هم نبايد ساكت و خاموش از ياد خدا باشد؛ زيرا نياز بشر دائمي است و بهترين عامل رفع نياز، ياد خداي بي‌نيازي است كه همواره در صدد رفع حاجت نيازمندان است، از اين رو اگر در زمان يا مكان يا با زباني از اين فرصت استفاده نشد جز حسرت محصولي نخواهد داشت.

 

مصداق ذكر:

امام صادق (عليه السلام) مي‌فرمايد: ذكر خدا، تنها گفتن «سبحان‌الله والحمدالله ولا اله الله والله اكبر» نيست، بلكه ذكر خدا، به اين است، ‌هرگاه به چيزي فرمان دهد پيروي كني و از چيزي نهي كند تركش كني.

همان طور كه اصل ذكر در اسلام توصيه شده است، كيفيت آن نيز بيان شده است كه ذاكر بايد از ذكر مأثور از شارع مقدس بهره گيرد و هرگز به دنبال ذكر اختراعي نرود، چنان كه سفارش بزرگان اهل معرفت نيز همين است.

ذكر مأثور هر چند با زبان يا قلم باشد، عملي صالح است؛ ولي هرگز سيد اعمال صالح نخواهد بود، بلكه ذكر قلبي -كه بر همه اعضا اشراف دارد و ذاكر بودن رضاي الهي، قبض و بسط، اخذ و اعطا و بطش و نشط ندارد- سيادت همه كارهاي صالح حتي ذكر زبان يا قلم را عهده دار خواهد بود؛ يعني در سيرت و روش خود انصاف و مواسات دارد و حيثيتي غير از حيثيت دني ندارد، پس ذكر آنها ذكر خداست.

امام صادق(عليه السلام) مي‌فرمايد: كسي كه زياد به ياد خدا باشد، خدا او را در سايه بهشتش جاي دهد.

نكته: كثرت ذكر خدا، دشمن او را دفع و منع مي‌كند؛ زيرا ابليس با همه سپاه و ستاد داخلي و خارجي خود در صدد وسوسه و نفوذ در حريم دل است كه با ذكر مدام مي‌توان او را رجم كرد و مانع نفوذ او شد، چنانكه از آسيب‌هاي او نيز رافع است؛ زيرا اگر در اثر سستي شخص، شيطان در او نفوذ كرد مي‌توان اثر تلخ پديده آمده را با كثرت ذكر رفع كرد، همچنين وسيله جذب است؛ زيرا جذب ياد خدا نسبت به بنده، مرهون ياد خدا بودن است.

بنابراين بايد دائما به ياد پروردگار بود، تا از اين بركات فراوان بهره ‌مند شد. اگر چنين شد، خوف الهي سراسر وجودش را فراگيرد و دلش نرم و درونش آرام شود و اشك شوقش از ديده فرو ريزد.

 

هر كه درياهاي اشكش حاصل است/ گو بيا كو در خور اين منزل است

وانكه او را ديده خون‌بار نيست/ گو برو كو را بَرِ ما كار نيست

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم شهریور ۱۳۹۱ساعت 9:24  توسط خودم  |