«« رشك موسي »»

روايت شده است : وقتي موسي«ع» به سوي پروردگارش شتافت ، مردي را در سايۀ عرش ديد . پس بر بلندي جايگاه او رشك برد و با خود گفت : اين مرد در پيشـــــگاه خداوند محترم است .

از خدا خواست كه از اسم او به موسي«عم خبر دهد ، ولي خداوند از اسم او خبر نداد و فرمود : ( اي موسي ! سه كار از كارهاي او را برايت مي گويم :

ـ او به آنچه خدا از بخشش خود داده حسد نورزيده ،

ـ پدر و مادرش را از خود ناراضي نساخته ،

ـ و هرگز سخن چيــني نكرده است .

« منبع : راه روشن ج 5" ص449»

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم شهریور ۱۳۹۱ساعت 10:6  توسط خودم  |