«« بيچاره خر»»

آورده اند كه مردي كشاورز ، خري داشت كه به زياد خوردن عادت كرده بود .

كشاورز خسيس ، با خودش گفت : « اين جوري كه نمي شود ! » اين خر ، اگر همين طور به خوردن ادامه بدهد تمام علف هاي اطراف مزرعه ام را هم خواهد خورد . بهتر است هر روز مقداري از علوفۀ  او را كم كنم تا كم كم به كم خوردن عادت كند .!! كشاورز چند روزي پشت سر هم ، هر روز يك مشت از علوفۀ حيوان بيچاره را كم كرد .

خر بيچاره در اثر كم خوردن ،هر روز لاغر و لاغرتر مي شد تا اينكه حيوان بيچاره از شدت گرسنگي مُرد .

كشاورز ، وقتي كه بالاي سر حيوان بيچاره رسيد با افسوس ، دست روي دست زد و گفت : « حيوان بيچاره ، خوب به كم خوردن عادت كرده بود ، اما حيف كه عَجَل مهلتش نداد و مُرد .!!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم شهریور ۱۳۹۱ساعت 10:7  توسط خودم  |