سفر،‌حق مسلم‌ معلولان ‌است
منابع طبيعي هر كشوري حق يكايك مردم آن كشور است. در ايران از زمان ملي شدن نفت به اين سو، اين جمله را بويژه درباره نفت زياد شنيده‌ايم، اما نفت منبعي تمام شدني و پايان‌پذير است. آنچه تمام نشدني است نه نفت، كه زيبايي‌ها و جاذبه‌هاي اين مرز و بوم است كه با هر بار ديدن نه تنها از آن كاسته نخواهد شد كه شايد با آشنايي فرهنگي هر چه بيشتر مردمان با يكديگر، بر زيبايي‌هاي آن افزوده نيز بشود. اما براستي آيا همه مردم كشور از حق طبيعي بازديد از اين منبع پايان‌ناپذير برخوردارند؟

كمترين امتياز و امكاناتي براي سفر معلولان، چه درونشهري و چه برونشهري‌ وجود ندارد. قانون تصريح كرده كه در همه اماكن عمومي بايد راهي براي اين هموطنان ما نيز انديشيده شود، اما در واقعيت آيا چنين است؟ به جز دو سينما در تهران همه سينماهاي ما پله دارند.

جداي از پله‌ها، توان‌يابان كشور براي سفر بايد با موانع بسيار ديگري نيز دست و پنجه نرم كنند. تعداد اتومبيل‌هايي كه براي خدمت‌رساني به توان‌يابان كشور مناسب‌سازي شده‌اند، بسيار اندك است و بر فرض كه خودروي مناسب هم فراهم شود هزينه آن چند‌ برابر هزينه سفر يك فرد عادي خواهد بود. ماده 4 قانون حمايت از حقوق معلولان مصوبه مجلس شوراي اسلامي تصريح كرده كه تمام پارك‌هاي تفريحي، موزه‌ها، جاذبه‌هاي گردشگري و سايت‌هاي ميراث فرهنگي، سينما و تئاتر و بهاي بليت هواپيما و قطار بايد براي معلولان به صورت نيم‌بها ارائه شود. امـــا آيا اين قانون اجرا مي‌شود؟

با توجه به اين كه شرايط كاري مناسب براي بسياري از معلولان كشور فراهم نيست (و اين خود جاي سخن بسيار دارد) متاسفانه اغلب معلولان از فضاي مناسب فعاليت هاي اجتماعي محرومند؛ كنج عزلت گزيده‌اند و در تنهايي خويش به سر مي‌برند. سفر و گردشگري مي‌تواند يكي از كليدي‌ترين جايگزين‌هاي فضاهاي اجتماعي براي توان‌يابان باشد. تغيير روحيه توان‌يابان در سفر و تا روزهاي پس از آن براي دوستان و خانواده‌هايشان روشن است و اين چيزي نيست كه از چشم ديگر شهروندان -كه مشكل جسمي ندارند - نيز پنهان مانده باشد. چه كسي اين تجربه را نداشته كه نخواهد سفر آخر هفته‌اش تمام شود؟

پيش از همه، رسانه‌ها و رسانه‌نگاران بايد زبان حال توان‌يابان باشند و ابعاد اهميت اين مساله را براي همگان روشن كنند. اماكني كه مناسب بازديد معلولان نيست شناسايي كنند و با رسانه‌‌اي كردن موضوع و نقد آن گامي در راه اصلاح شرايط معلولان بردارند. در پايان بايد نقش نهادهاي مدني مرتبط با توان‌يابان و همچنين سازمان‌هاي مردم‌نهاد را ياد كرد. اين انجمن‌ها اگر از يكسو ارتباطشان با رسانه‌ها را بيشتر كنند و از سوي ديگر ارتباطشان را با يكديگر افزايش دهند، تاثير ماندگاري در هرچه متنوع‌تر‌شدن اين سفرها و برنامه‌ها و همچنين بيشتر‌شدن تعداد آنها خواهد داشت. اينها كه گفته شد كمترين پيش‌شرط‌هاي آماده شدن شرايط - چه از نظر اجتماعي و چه از نظر زيرساخت‌ها- براي گردشگري معلولان است.