مرتضي نجفي قدسي از فعالان قرآني مي نويسد: در يكي از روزهايي كه

خدمت استاد جعفري بودم؛ ايشان فرمودند: هر كاري كه مي كنيد براي خدا بكنيد

نه براي خودتان و نه حتي براي آيندگان. كار بايد براي خدا باشد و نيت بايد

خالص الوجه الله باشد آنگاه افزودند: نظام سرمايه داري مي گويد

براي خودت كار كن و نظام كمونيستي مي گويد براي آيندگان كار كنيد

ولي اسلام اين را نمي گويد. اسلام مي گويد براي خدا كار كنيد.

سپس مثالي از زندگي خود ذكر كردند كه واقعا شنيدن دارد.

ايشان فرمودند آن زماني كه من در نجف شروع كردم به شرح مثنوي،

يكي از بزرگان اهل معرفت در نجف به بنده گفت: فلاني اگر اين چيزهايي

كه مي نويسي روزي به نام كسي ديگر منتشر شد و يا اين كه گفتند

مثلا از پشت كوه پيدا كرده ايم و نمي دانيم نويسنده اش كيست،

شما در درون خودت ببين نارضايتي و يا چيزي احساس مي كني يا نه.

اگر ديدي ناراضي بودي و علاقمند بودي كه به نام تو اين كارها انجام شود

پس بشوي اين اوراق را و بريز دور آن ها را كه زحمت بيهوده است و

فايده اي ندارد ولي اگر ديدي برايت هيچ مساله اي نيست كه اين ها به

نام كس ديگري منتشر شود و يا بدون ذكر نام شما منتشر گردد

خوب پس ادامه بده كه براي خداست و ايشان فرمود من هم از ابتدا

حقيقتا نيتي اين چنين كردم كه اگر اين (شرح مثنوي) روزي به نام كس ديگري

چاپ شد و يا اصلا نام مرا ذكر نكردند برايم هيچ فرقي نكند.

با توجه به اين حكايت آموزنده و تكان دهنده مي توان ادعا كرد كه

نمونه هايي از شرك در بسياري از اعمال ما به شكل خفي و اخفي وجود دارد

كه دست كم نقش كمالي عمل را از ميان مي برد و از تاثير آن مي كاهد.
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم آبان ۱۳۹۱ساعت 13:30  توسط خودم  |