يك فيل توي دريا شنا مي كرد. پشه بهش گفت؛ يك لحظه بيا بيرون كارت دارم. فيل از آب اومد بيرون و پرسيد چيكار داري؟ پشه گفت؛ هيچي! برو توي آب، مي خواستم ببينم مايوي من را برنداشته باشي!
يك فيل توي دريا شنا مي كرد. پشه بهش گفت؛ يك لحظه بيا بيرون كارت دارم. فيل از آب اومد بيرون و پرسيد چيكار داري؟ پشه گفت؛ هيچي! برو توي آب، مي خواستم ببينم مايوي من را برنداشته باشي!
يك فيل توي دريا شنا مي كرد. پشه بهش گفت؛ يك لحظه بيا بيرون كارت دارم. فيل از آب اومد بيرون و پرسيد چيكار داري؟ پشه گفت؛ هيچي! برو توي آب، مي خواستم ببينم مايوي من را برنداشته باشي!
+ نوشته شده در  دوشنبه نهم آبان ۱۳۹۰ساعت 9:22  توسط خودم  |