مسافر خشمگين در خودرو را به هم مي‌كوبد و مي‌رود، راننده سرش را از پنجره خودرو بيرون مي‌آورد و فحشي نثارش مي‌كند، مسافر برمي‌گردد، راننده هم پياده مي‌شود و...‌

همه ما فراوان از اين صحنه‌ها ديده‌ايم، اما چرا آستانه تحمل مردم پايين است و در شكل‌گيري اين پديده اجتماعي ـ فردي چه عواملي نقش ايفا مي‌كند؟

روان‌شناسان در تعريف رفتار پرخاشگرانه مي‌گويند پرخاشگري به رفتارهايي اطلاق مي‌شود كه شامل رفتارهاي هيجاني است و در آن اعمال زور و به كارگيري الفاظ و حركت‌هاي ركيك و تند استفاده مي‌شود. ‌

گاهي هم فرد به صورت فعال خشونت نمي‌ورزد، بلكه دست به اعمالي مي‌زند كه ديگري را عصبي و وادار به خشونت كند.

در واقع آستانه تحمل به مرزي گفته مي‌شود كه اگر توان ذهني و فكري انسان از آن پايين‌تر بيايد، كنترل رفتارش از دستش خارج مي‌شود. وقتي از مرز توانايي كنترل رفتار پايين‌تر مي‌آييم، يعني آستانه تحمل خود را از دست داده‌ايم.

شهروز پرورش، روان‌شناس باليني درباره آستانه تحمل مي‌گويد: افراد ظرفيت خاصي براي پذيرش استرس دارند. زماني كه استرس‌هاي متعدد بر فرد وارد شود، در آن صورت يك استرس جزئي، شخص را شكننده مي‌كند. هر اندازه فعاليت‌هاي اجتماعي با سهولت بيشتري انجام شود، توان افراد براي پذيرش مشكلات بالاتر است و در غير اين صورت حتي يك محرك كوچك سبب برانگيخته شدن افراد و پرخاشگري‌شان مي‌شود.

بنابراين بر حسب حوادثي كه در جوامع اتفاق مي‌افتد يا فشارهاي مختلف رواني يا استرس‌هاي ناشي از مصيبت‌ها و بلاياي طبيعي مانند زلزله يا جنگ امكان دارد آستانه تحمل افراد دستخوش تغيير شود و پايين بيايد.

وقتي موارد بي‌قانوني رواج پيدا كند، افراد دچار اضطراب و نگراني مي‌شوند و در برابر ناملايمات بيشتر آسيب‌ مي‌بينند.

اين روان‌شناس درباره دلايل رواني اجتماعي ضعف آستانه تحمل مي‌گويد: در روان‌شناسي اجتماعي، موضوعي به نام اضافه بار رواني وجود دارد يعني گاهي اوقات اضطراب‌هاي روزمره بيشتر از توانايي تحمل افراد مي‌شود. در اين نوع جوامع، مردم حوصله حرف‌زدن با يكديگر را ندارند و ديگر تلاشي براي حل مسائل و مشكلات خود به شيوه محترمانه نمي‌كند و بديهي است كه در چنين شرايطي جمعيت زندان‌ها و حجم پرونده‌هاي قضايي بالا مي‌رود.

تحقيقات روان‌شناسان در چند سال گذشته نشان داده كه سهم نابساماني‌هاي رواني در تهران حدود 30 درصد كل جمعيت كشور است. به طوري كه فرسودگي عصبي رواني در تهران درصدر مسائل رواني قرار دارد. فرسودگي رواني يا خستگي عصبي به اين معناست كه افراد از انرژي رواني‌شان بدون اين‌كه تقويتي صورت پذيرد به صورت مكرر استفاده مي‌كنند و همانند باتري ضعيف‌شده‌اي كه شارژ نمي‌شود، كارايي كامل خود را از دست مي‌دهند.

به گفته وي يكي از مواردي كه از طريق آن مي‌توان ميزان خشونت را در يك جامعه تشخيص داد، ميزان پرونده‌هايي است كه در دادگاه‌ها مورد بررسي قرار مي‌گيرد و به ضرب و جرح، قتل و تخريب مربوط مي‌شود. ميزان اين پرونده‌ها در دادگاه‌هاي ما بسيار زياد است.

اما اين پرونده‌ها، تنها نشانه‌هاي وجود خشونت در جامعه ما نيست. بسياري از موارد اعمال خشونت، به تشكيل پرونده نمي‌انجامد و خشونت‌هاي خانوادگي اساسا ثبت نمي‌شود، اما صفحه حوادث روزنامه‌ها اخبار قتل، درگيري و تخريب زيادي دارد.

چه كساني خشونت بيشتري دارند

نگاه به اين مساله كه در شرايط اجتماعي يكسان، افراد متفاوت، رفتارهاي مختلفي مثل پرخاشگري ‌يا انفعالي را از خود بروز مي‌دهند، نشان مي‌دهد كه شرايط رواني فرد در رفتارها نقش دارد و افراد مستعد رفتارهاي پرخاشگرانه هستند.‌

در اين كه خشونت پديده‌اي فراگير است و در تمام جوامع وجود دارد، ترديدي نيست، اما شدت بروز و ظهور اين پديده‌، در جوامع مختلف متفاوت است. اين مسأله، نشانگر آن است كه بروز رفتارهاي خشونت‌آميز، تنها به ويژگي ذاتي انسان برنمي‌گردد. در واقع، اين شرايط فرهنگي و امكانات اقتصادي و اجتماعي است كه شدت و ضعف رفتارهاي خشونت‌آميز را ايجاد مي‌كند.

نكته: شخصيت‌هاي جامعه ستيز، خودشيفته، پارانوئيد(بدبين)، شكاك و افسرده آمادگي براي ابراز خشونت را دارند و تحمل اين افراد نسبت به استرس‌ها و فشارها بسيار پايين است و به محض كوچك‌ترين ناملايمتي از كوره درمي‌روند

پرورش، روان‌شناس باليني توضيح مي‌دهد كه شخصيت برخي افراد از نظر ساختار شخصيتي تحمل پايين‌تري نسبت به ديگر افراد دارند.

شخصيت‌هاي جامعه ستيز، خودشيفته، پارانوئيد، شكاك و افسرده آمادگي براي ابراز خشونت را دارند و تحمل اين افراد نسبت به استرس‌ها و فشارها بسيار پايين است و به محض كوچك‌ترين ناملايمتي از كوره در‌مي‌روند.

افرادي كه دچار اختلالات اضطرابي هستند نيز وقتي در شرايط تهديد قرار گيرند وحشتزده مي‌شوند و دست به رفتار پرخاشگرانه مي‌زنند.

يكي ديگر از مسائل بررسي رفتارهاي پرخاشگرانه، رفتارهاي گروه‌هاي متفاوت جنسي است. مطابق آمار مردان نسبت به زنان پرخاشگرتر هستند.

زنان، پرخاشگري خود را ‌نشان نمي‌دهند. روش‌هاي زنان بيشتر جنبه كلامي دارد يا پوشيده و پنهان ابراز مي‌شود.

به گفته پرورش اگر انسان به گونه‌اي تربيت شود كه به اندازه خودش به ديگران نيز احترام بگذارد، رفتار خشن كمتر از او سر خواهد زد.

از لحاظ فرهنگي، بسياري از رفتارهاي‌خشونت‌آميز، در جامعه ما طبيعي تلقي مي‌شوند، عرف اجتماعي، رفتار خشن را براي جنس مذكر، عادي مي‌‌داند و در مقابل آن واكنشي نشان نمي‌دهد.

بر اين اساس، خشونت بخشي از رفتار طبيعي مردانه به حساب مي‌آيد. به همين علت است كه در محيط‌هاي اجتماعي رفتار خشن بيشتر از مردان سر مي‌زند و مقاومتي در برابر آن صورت نمي‌‌گيرد.

زنان و كودكان نيز به عنوان موجوداتي كه بيشتر از ديگران، با شيوه‌هاي اعمال خشونت مواجهند، آن را به عنوان بخشي از زندگي خانوادگي خود مي‌پذيرند و به نسبت‌هاي مختلف آن را مي‌آموزند و در مواقع مشابه، به عنوان رفتاري عادي، آن را بروز مي‌‌دهند. به همين شيوه است كه خشونت، از خانواده به اجتماع كشيده مي‌شود.

مولكول تاثيرگذار

در ميان مسائل متفاوت شكل‌دهنده ناهنجاري‌هاي اجتماعي، يكي ديگر از عوامل، تغييرات زيست‌محيطي و آلاينده‌هاي موجود در جهان صنعتي و تاثيرات اين پديده‌ها روي فرد است.‌ پرورش معتقد است رفتار افراد تحت تاثير رفتار مولكول‌هاست.

رفتارهايي مثل پرخاشگري و خشونت، افكار هذياني، توهمات، كناره‌گيري از اجتماع، فقدان انگيزه، اختلال خواب و اختلالات هيجاني كه از علائم اسكيزوفرني‌هاست، ريشه در تغيير رفتارهاي مولكولي دارد.

اين روان‌شناس باليني مثال مي‌زند: تغيير در سيستم عصبي مثل افسردگي و استرس‌ها، روي سيستم ايمني اثر مي‌گذارد و اين سيستم را دچار اختلال در عملكرد مي‌كند كه مي‌تواند زمينه‌اي مناسب براي بروز انواع بيماري‌هاي عفوني و سرطان‌ها ايجاد كند.‌

برعكس اين تغيير هم صادق است يعني اگر سيستم ايمني دچار اختلال شود، اين اختلالات در سطح ملكولي روي سيستم عصبي از طريق فرآورده‌هاي ملكولي سيستم نظير مولكول‌هاي سايتوكائين‌ها اثرگذارد.

در حالت طبيعي، تعادلي ميان انواع ملكول‌هاي بدن وجود دارد كه به اين حالت هموستازيس مي‌گويند. اگر اين حالت تحت تاثير عوامل محيطي و آلاينده‌هاي صنعتي به هم بريزد و مجموعه خاص سايتوكائين‌ها دچار اختلال شود، اختلال روي سيستم عصبي اثر مي‌گذارد و موجب تغيير در رفتار فرد به صورت افسردگي، استرس، بيماري‌هاي اسكيزوفرني يا حالت‌هاي پرخاشگرانه مي‌شود.

راه‌هايي براي افزايش آستانه تحمل

يكي از مهارت‌هاي زندگي كه به تعامل سالم ميان انسان‌ها منجر مي‌شود، توان حل مساله است، به طوري كه در مسير بروز يك اختلاف بين دو نفر يا بيشتر بايد 15 مرحله طي شود تا كار به آخرين مرحله يعني درگيري برسد.

روان‌شناسان مي‌گويند: بهترين و ساده‌ترين راه هنگام عصبانيت، نفس كشيدن عميق و پس از آن تكرار جملات آرامبخشي چون «سخت نگير» است.

ماساژ دادن شقيقه‌ها و خنك كردن بدن هم مي‌تواند خشم را فرونشاند، اما به گفته روان‌شناسان با تلاش براي سرگرم كردن خود چه با ديدن يك فيلم، چه با حرف زدن با دوستان يا حتي تلاش براي خنديدن مي‌توان خود را از شرايط ناخوشايند پس از بروز عصبانيت رها كرد‌ البته در اين ميان راه‌هاي ديگري هم پيشنهاد مي‌شود كه شايد كمي عجيب به نظر مي‌رسد. براي نمونه مي‌شود بالش يا كوسني را برداشت و با مشت كوبيدن روي آن خشم خود را تخليه كرد يا حتي درون آب فرياد كشيد.‌

تكنيك آينه هم از آن راه‌هاي پيشنهاد شده است؛ به اين صورت كه مي‌توان جلوي آينه ايستاد يا در خيال خود اين كار را كرد. بعد هر چه دلمان خواست به كسي كه از دستش عصباني شده‌ايم، بگوييم.

گفته مي‌‌شود تكنيك آب و آرامش هم خيلي موثر است. روشي كه در آن شيشه آبي را در يخچال مي‌گذاريم و هر وقت عصباني شديم به سراغ آن آب مي‌رويم و كمي از آن مي‌نوشيم و به خود تلقين مي‌كنيم : «اين آب به من آرامش مي‌دهد.»

البته شايد تمام اين روش‌ها سودمند باشد، ولي به نظر مي‌رسد بيشتر آنها مقطعي است در حالي كه بالا بردن آستانه تحمل مهارتي است كه نياز به در كنار هم قرار گرفتن بسياري از عوامل دارد.‌ به اعتقاد پرورش، بهترين راه براي بالا بردن آستانه تحمل اين است كه دولت‌ها و سازمان‌ها افراد را از نظر سلامت رواني در وضع مصونيت قرار دهند.

البته در اين ميان همه افراد جامعه نيز موظف هستند با يادگيري مهارت‌هاي لازم و به‌كارگيري شيوه‌هاي مناسب، روان و شخصيت خود را سالم نگه دارد و با گام برداشتن در مسير خودشكوفايي، از زندگي و انسان بودن لذت ببرند.

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آذر ۱۳۹۱ساعت 9:17  توسط خودم  |