هر خودرويي كه تحويل حاج هادي مي شد، بلافاصله اگزوزش را سوراخ مي كرد. با اين كار صداي خودرو تغيير مي كرد؛ اين كار دو خاصيت داشت.

هر خودرويي كه تحويل حاج هادي جنيدي (مسوول تداركات نيروي ارتش در جبهه شوش) مي شد، بلافاصله اگزوزش را سوراخ مي كرد. با اين كار صداي خودرو تغيير مي كرد. صداي صاف موتور ماشين يكدفعه تبديل به يك صداي نخراشيده و گوش خراش مي شد.

وقتي حاجي با ماشين به منطقه مي آمد، از همان دور با شنيدن صداي خودرواش همه مي فهميدند كه اوست، مي گفتند: حاج هادي با قارقاركش آمد.

علت اين كار چه بود؟ حاج هادي مي گفت: وقتي صداي موتور ماشين گوش آدم را پُر مي كند، ديگر صداي انفجار و سوت خمپاره و تير و تركش را نمي شنوي. اينطوري با خيال آسوده تر به راهت ادامه مي دهي و لازم نيست با صداي هر انفجار به خودت ترس راه بدهي.

خاصيت ديگرش اين بود كه رزمنده ها با شنيدن صداي قارقارك مي فهميدند وقت خورد و خوراك است. به همين خاطر به محض ورود حاجي و پيچيدن صداي ماشينش در فضاي منطقه، گُل از گُل رزمنده ها مي شكفت. چون قواي تحليل رفته شان را دوباره باز مي يافتند و با انرژي بيشتري به سوي دشمن زبون مي تاختند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آذر ۱۳۹۱ساعت 9:22  توسط خودم  |