h341h16.jpg


 ارشمیدس به یکی از بزرگترین اکتشافات خود،در حمام دست یافت.ارشمیدس در سال ۲۱۲ قبل ازمیلاد در شهرسیراکوز یونان به دنیا آمد.در جوانی برای یادگیری علم و دانش به اسکندریه رفت.او انسانی دقیق  و باهوش بود و بیشتر وقتش را به تحقیق و مطالعه می گذراند.میگویند در آن زمان یک جواهرساز،تاجی از طلا برای پادشاه یونان ساخته بود.شاه  به جواهرساز شک داشت و فکر می کرد که اومقداری از طلاهایی را که برای ساختن تاج ازاو گرفته ، برای خودش برداشته و به جای آن مقداری نقره را با طلا مخلوط کرده و تاج را ساخته است.برای همین از ارشمیدس خواست در این مورد تحقیق کند تا ببینید شک او به جواهرساز درست  بوده یانه.

ارشمیدس  در این فکر بود که راهی پیدا کند تا بدون خراب کردن تاج بفهد جواهرساز چه مقدار طلا و چه مقدار نقره  برای ساختن  تاج مصرف کرده است.او مدتها به این موضوع فکرکرد تا این که روز ی در حمام به موضوع مهمی پی برد.در آن زمان حمام ها خزینه داشتند.خزینه جایی بود شبیه استخرهای امروزی.آن روز وقتی ارشمیدس به درون خزینه رفت دیدکه آب خزینه بالاتر آمد.او فوراً تشخیص داد که بدن او مقدار معینی  از آب  را داخل خزینه جا به جاکرده است.با خودش گفت اجسام هم اندازه مقدار آب یکسانی را جا به جا می کنند. او با عجله و سراسیمه به خانه بازگشت و شروع به آزمایش عملی این یافته کرد. او چنین اندیشید که اجسام هم اندازه، مقدار آب یکسانی را جابه جا می کنند ولی اگر از نظر وزنی به موضوع نگاه کنیم یک شمش نیم کیلویی طلا کوچکتر از یک شمش نقره به همان وزن است (طلا تقریباً دو برابر نقره وزن دارد) بنابراین باید مقدار کمتری آب را جابه جا کند. این فرضیه ارشمیدس بود و آزمایشهای او این فرضیه را اثبات کرد. او برای این کار نیاز به یک ظرف آب و سه وزنه با وزن های مساوی داشت که این سه وزنه عبارت بودند از تاج شاهی، هم وزن آن طلای ناب و دوباره هم وزن آن نقره ناب. او در آزمایش خود تشخیص داد که تاج شاهی میزان بیشتری آب را نسبت به شمش طلای هم وزنش پس می راند ولی این میزان آب کمتر از میزان آبی است که شمش نقره هم وزن آن را جابه جا می کند. به این ترتیب ثابت شد که تاج شاهی از طلای ناب و خالص ساخته نشده بلکه جواهر ساز متقلب و خیانتکار آن را از مخلوطی از طلا و نقره ساخته است. به همین ترتیب ارشمیدس یکی از چشمگیرترین رازهای طبیعت را کشف کرد آن هم اینکه می توان وزن اجسام سخت را با کمک مقدار آبی که جابه جا میکنند اندازه گیری کرد. این قانون(وزن مخصوص) را که امروزه چگالی می گویند «اصل ارشمیدس» می نامند. حتی امروز هم هنوز پس از ۲۳ قرن بسیاری از دانشمندان در محاسبات خود متکی به این اصل هس به هر حال ارشمیدس در رشته ریاضیات از ظرفیتهای هوشی بسیار والا و چشمگیری برخوردار بود. او منجنیقهای شگفت آوری برای دفاع از سرزمین خود اختراع کرد که بسیار سودمند افتاد. او توانست سطح و حجم جسمهایی مانند کره، استوانه و مخروط را حساب کند و روش نوینی برای اندازه گیری در دانش ریاضی پدید آورد. او همچنین قوانینی درباره سطح شیبدار، پیچ اهرم و مرکز ثقل کشف کرد.
زندگی ارشمیدس با آرامش کامل می گذشت همچون زندگی هر ریاضیدان دیگری که تأمین کامل داشته باشد و بتواند همه ممکنات هوش و نبوغ خود را به مرحله اجرا درآورد. زمانی که رومیان در سال
۲۱۲ قبل از میلاد شهر سیراکوز را به تصرف خود درآوردند سردار رومی مارسلوس دستور داد که هیچ یک از سپاهیانش حق اذیت و آزار و توهین و ضرب و جرح این دانشمند و متفکر مشهور و بزرگ را ندارند با این وجود ارشمیدس قربانی غلبه رومیان بر شهر سیراکوز شد. او به دست یک سرباز مست رومی به قتل رسید و این در حالی بود که در میدان بازار شهر در حال اندیشیدن به یک مسئله ریاضی بود. می گویند آخرین کلمات او این بود: دایره های مرا خراب نکن. به این ترتیب بود که زندگی ارشمیدس بزرگترین دانشمند تمام دورانها خاتمه پذیرفت. این ریاضیدان  و دانشمند بزرگ هفتاد و پنج ساله در سال ۲۸۷ قبل از میلاد به جهان دیگر رفت.

منبع : آکاایران

+ نوشته شده در  شنبه دوم دی ۱۳۹۱ساعت 10:50  توسط خودم  |